بازیهای ترسناکی که بتوانند شما را ترسانده و در جای خود میخکوب کنند واقعاً لذت بخش هستند و خوشبختانه در این زمینه بازیهای کمی هم نداریم. البته که راههای زیادی برای ترساندن بازیکنان وجود دارد، اما عناوینی که میخواهیم در این مطلب از آنها صحبت کنیم، احتمالاً بهترین بازیهایی هستند که تا الان توانستهاند بازیکنها را ترسانده و آنها را غافلگیر کنند.

بازی Residen Evil Village عنوانی پر از مناطق و ماموریتهای ترسناک بود، اما میتوان به راحتی گفت که ترسناکترین بخش بازی در خانه Beneviento بود، خانهای که محلی بسیار ساکت و پر از عروسکهای عجیب و غریب بود، اما خیلی سریع تبدیل به جایی میشد که شما در تاریکی کاری جز دویدن و فرار کردن از دست یک نوزاد هیولاشکل نداشتید. این بخش از ترسناکترین مراحل بازی بود که تقریباً میتوان گفت هیچ بخشی از دیگر مراحل بازی به ترسناکی این ماموریت طراحی نشده بودند.

بازی The Last of Us Part II به راحتی در تمامی مراحل خود میتوانست بازیکن را میخکوب کند، اما با وجود تمام مبارزههایی که با استاکرها و Rat King داشتیم، میتوان به راحتی گفت از ترسناکترین بخشهای بازی میز کار بود که مطمئنا میدانید که از کدام میزکار حرف میزنیم! میزهای کار در بازی به عنوان مکان امنی شناخته میشدند که طبیعتاً وقتی با آنها مشغول بودید، کسی به شما حمله نمیکرد و از هجوم دشمنان در امان بودید، اما یکی از این میز کارها چنین عملکردی نداشت و وقتی که مشغول کار با آن میشدید به ناگهان توسط گروهی از مهاجمان مورد حمله قرار میگرفتید. بعد از شکست دادن این گروه از دشمنان کمی زمان لازم بود که ضربان قلبتان دوباره مثل قبل شود و از آن به بعد دیگر به هیچ میز کاری با اطمینان خاطر نگاه نمیکردید.

بازی The Evil Within 2 هر نوع ترسی که در ذهن داشته باشید را به مخاطب هدیه میداد و با اینکه در طول بازی لحظات فراموش نشدنی زیادی را تجربه میکردیم، میتوان گفت که یکی از بهترین این لحظات که ترسناکترین آنها هم بود، مقابله با آنیما به حساب میآید. این هیولای وحشتناک که در خیابانهای Union پرسه میزد، شاید ترسناکترین هیولای کل بازی هم محسوب شود؛ او که ظاهری ترسناک داشت، آهنگ وحشتناکی هم زیر لب زمزمه میکرد و میتوانست حتی از داخل در و دیوار هم عبور کند، و همین به ترسناکتر شدنش میافزود.
مطالب مرتبط: بهترین بازیهای ترسناک با معماهای جذاب

بازیهای ترسناک کمی هستند که دشمن و هیولای اصلی در آنها خیلی واضح و خیلی آشکار به دنبال بازیکن اصلی بیفتد و هیچ واهمهای از مقابله با او نداشته باشد، و هیولای داخل بازی Alien: Isolation که همان Xenomorph معروف داخل فیلمها هم بود، شاید از بهترین مثالهای این نوع تعقیب و گریز در بازیهای ویدیویی باشد. هیولا در بخش قابل توجهی از بازی حضور پررنگی دارد و فرار کردن از دست او و گیر نیفتادن در چنگالش خود یک ماجراجویی پر از ترس و وحشت است. زنومورف سرعت واکنش زیادی هم دارد و به شکل قابل توجهی باهوش است، و تقریباً هر بار که با او مواجه میشوید باعث میشود که از جای خود بپرید!

الان که حرف از استاکرها در بازیهای ویدیویی است، نمیتوان به آقای ایکس (Mr. X) در بازی Resident Evil 2 Remake اشاره نکرد. این هیولا مطمئناً بسیاری از ما را به مرز حمله قلبی هم رسانده بود و یکی از ترسناکترین دشمنان بازیهای ویدیویی به حساب میرسید. بازی پر از لحظات ترسناک است که البته هیچکدام آنها به زمانی نمیرسد که آقای ایکس به ناگهان از داخل دیوار سراغ شما میآید و با غافلگیر کردن شخصیت اصلی، یکی از ترسناکترین لحظات ممکن در بازی را خلق میکند.

اینکه بازی P.T به عنوان یکی از ترسناکترین بازیهای ویدیویی تاریخ محسوب میشود، آن هم در حالی که صرفا یک دموی کوتاه بوده، خود نشان دهنده این است که بازی تا چه اندازه ترسناک و وحشتناک بوده است. البته که بخش بزرگی از این ترسناک بودن بازی مدیون کاراکتر لیزا (Lisa) است که در تمام همان تقریبا نیم ساعت گیمپلی، کنار شما حضور دارد و از بهترین شبحهایی است که در بازیهای ویدیویی طراحی شدهاند. قطعاً ترسناکترین مواجههای که با لیزا داریم هم زمانی است که به بالای سر خود نگاه میکنیم و میبینیم که او از بالکن به ما خیره شده است.

به احتمال زیاد اسم بازی Escape the Ayuwoki را تا حالا نشنیدهاید، اما اگر با کسانی که این عنوان را تجربه کردهاند صحبت کنید، به شما خواهند گفت که بازی Escape the Ayuwoki یک کابوس واقعی است که تبدیل به بازی ویدیویی شده است! بازی شما را در عمارتی جن زده و ترسناک قرار میدهد و ازتان میخواهد که با گشت و گذار در این ساختمان و حل معماهای مختلف، از آنجا فرار کنید و تمام این اتفاقات نیز زمانی میافتد کهه استاکری به نام Ayuwoki شما را دنبال میکند. از ظاهر ترسناک بگیرید تا رفتار غیرقابل پیشبینیاش، تمام مواجهههایی که با این هیولا دارید بدون شک ضربان قلب شما را سریع و سریعتر میکند.

بازی Dead Space از همان ابتدا تا انتهای داستان بدون هیچ مشکلی موفق به این میشود که بازیکنان را به نهایت ترس و وحشت برساند، و بدون شک هیچ یک از لحظات ترسناک بازی به پای زمانی هم نمیرسد که برای اولین بار با Hunter مواجه میشوید. این هیولا که نتیجه یک آزمایش ناموفق است، استاکری داخل بازی است که بخش کوتاهی از این عنوان را به خود اختصاص داده و میتوان گفت همان بخش کوتاه هم تبدیل به کابوسی بیپایان برای شخصیت اصلی بازی و البته بازیکن میگردد. اینکه در اواخر بازی میبینیم که هیولا در آتش میسوزد و نابود میشود، قطعا از لذت بخشترین لحظات کل بازی است.

بازی Resident Evil 7 از هر عنوان دیگری در این مجموعه لحظات ترسناک بیشتری دارد و یکی از دلایل این موضوع نیز این است که سازندگان تمام تلاش خود را کردهاند که همه ماموریتهای بازی حس خاص و منحصر به فرد خود را داشته باشند، و بهترین مثال برای این موضوع نیز وقتی است که با مارگارت مواجه میشوید. همین که بین اتاقهای ترسناک و تاریک خانه بخزید و بخواهید از چشمان مارگارت دور بمانید به اندازه کافی ترسناک است، اما بازی وقتی وحشتناکتر میشود که او ظاهر عنکبوت شکل خود را میگیرد. مارگارت علاقه زیادی هم به این دارد که وقتی اصلاً انتظار ندارید ناگهان جلوتان ظاهر شده و شما را بترساند.

مجموعه بازی Fatal Frame یک عادت بسیار وحشتناک دارد و آن هم این است که شما را مجبور میکند به چشمان دشمنان ترسناک خود زل بزنید تا بدانید که آنها کجا هستند. این مجموعه بازی چندان ادامهدار هم نبوده و اخیرا نسخه جدیدی از آن شاهد نبودهایم، اما میتوان گفت ایدهای که در بازیهای خود پیاده کرده همچنان جدید و جذاب به نظر میرسد. استفاده از دوربین و یافتن مکان روحها همیشه ترسناک است و این وقتی ترسناکتر میشود که روحها نیز به شما خیره میشوند.

بازی Alan Wake 2 پر از صحنهها و سکانسهایی است که میتواند ضربان قلب شما را در کسری از ثانیه بالا ببرد، البته این بازی خالی از جامپ اسکر هم نیست اما هیچ یک از بخشهای بازی به ترسناکی بخش پرستاری نیستند. از اتمسفر ترسناک بگیر تا محیطهای عجیب و دلسرد کننده، شما برای رسیدن به مقصد اصلی از مراحل ترسناکی عبور میکنید و وقتی به مقصد میرسید، ترس بازی به اوج خود میرسد. مواجه با Cynthia از ترسناکترین بخشهای کل بازی است و هیچ بازیکنی آن را فراموش نخواهد کرد.
بازی From the Darkness یکی دیگر از بازیهایی است که احتمالاً نامش را نشنیدهاید، اما بگذارید بگوییم که این عنوان اگر بخواهد شما را بترساند، میتواند کاری کند که از ترس جیغ بزنید! داستان بازی بسیار کوتاه است و تقریباً در یک و نیم ساعت تمام میشود، اما در همان زمان کم نیز میتواند لحظات ترسناک زیادی به ارمغان بیاورد. از ترسناکترین لحظات بازی جایی است که شما در یک اتاق کم نور حضور دارید و به دنبال ابزار و وسایل برای ادامه ماجراجویی خود هستید، و دقیقاً زمانی که فکر میکنید هیچ چیز خطرناکی در اطرافتان وجود ندارد به ناگهان با هیولای ترسناکی مواجه میشوید که به صورت شما زل زده است. این لحظه از ترسناکترین لحظاتی است که میتوانید در مدیوم ویدیو گیم تجربه کنید.
مطالب مرتبط: بهترین بازیهای ترسناک که میتوانید با دوستانتان تجربه کنید

بازی Visage زمانی که منتشر شد همه را غافلگیر کرد، چون هیچکس انتظار چنین بازیای را نداشت و با وجود گذشت چند سال، بسیاری متوجه شدهاند که با یکی از بهترین بازیهای ترسناک رو به رو بودیم. این موضوع در مرحله اول بازی هم نمایان بود، جایی که داستان روی لوسی (Lucy) تمرکز داشت، دختری که بعد از شکنجه شدن توسط یک اهریمن، فک خود را پاره کرده بود تا به زندگیاش پایان دهد. داستان زندگی او یکی از قصههای بسیار ترسناک داخل بازی است و مواجه شدن با لوسی هم ترسناکتر.
احتمالاً این بازی هم یکی از عناوینی است که افراد زیادی نامش را نشنیدهاند، و شاید بتوان گفت از بین تمام بازیهایی که در این مطلب به آنها اشاره شده، این عنوان از باقی اشکالات بیشتری دارد، اما هیچ ضعفی در ترساندن بازیکن از خود نشان نمیدهد. یکی از لحظات بسیار ترسناک بازی که فراموش کردن آن سخت است، جایی است که شما در یک آشپزخانه و در تاریکی محض و آرامی قرار دارید، که ناگهان موسیقی بازی شروع به پیدا کردن ریتمی تند میکند. همین که به پشت سر خود نگاه میکنید شبح زنی را میبینید که به آرامی در حال قدم زدن به سمت شماست. همین که شبح به سمت شما نزدیک میشود، چراغها نیز خاموش میشوند و چند ثانیه تاریکی محض کل اتاق را فرا میگیرد. بعد از چند لحظه چراغها دوباره روشن شده و نور به اتاق برمیگردد، و ما دوباره با آشپزخانه تاریک و آرام مواجه میشویم و خبری از شبح نیست.

با اینکه بازی Half-Life: Alyx یک بازی ترسناک نیست، اما میتواند از تمام بازیهای ترسناکی که تجربه کردهاید وحشتناکتر عمل کند. بهترین مثال این موضوع نیز جایی است که شما در حال گشت و گذار در راهروها هستید و هیولای نامیرایی که Jeffs نام دارد نیز در همان راهروها حضور دارد. کل این بخش از بازی با لحظات ترسناکی پر شده که میتواند مو به تنتان سیخ کند، چون مهم نیست چند بار جف را میبینید، هر بار که او را مشاهده کنید از حرکت خشمگینانه و ترسناک وی که به سمت شما میآید خواهید ترسید، و آرزو خواهید کرد که ای کاش میتوانستید همان لحظه در بازی غیب شوید.