بازی Resident Evil 6، عنوانی که در میان طرفداران این مجموعه خاطراتی پر از بحث و انتقاد به جا گذاشته، حالا این سؤال را مطرح میکند: آیا نسخه بازسازی شده میتواند وجههی یکی از جنجالیترین و منفورترین بازیهای سری Resident Evil را نجات دهد؟
با نقلقولی از کاربر انجمن ردیت با نام Super_Imagination_90، در بخشی از یک فروم درباره امکان بازسازی بازی Resident Evil 6 این مقاله را آغاز میکنیم:
مشکل بازسازیها این است که بازی همچنان همان بازی باقی میماند. رزیدنت ایول ۶ باز هم باید RE6 باشد.
اگر بخواهیم فقط خود بازی Resident Evil 6 را بهعنوان اثری مستقل بررسی کنیم و موفقیتهای اخیر سازنده در بازسازی RE2 و عناوین جدید این فرنچایز محبوب را نادیده بگیریم، نمیتوان با نظر Super_Imagination_90 مخالفت کرد. بازی Resident Evil 6 نباید بازسازی شود. داستان پیچیده و پراکندهاش که با کمپینهای بیمورد طولانیتر شده، سیستم کاورگیری ناقص که توسط مکانیکهای ضعیف تیراندازی تقویت نشده (موضوعی که برای بازیای با محوریت اکشن به معنای واقعی یک فاجعه است) و اتکای بیش از حد به رویدادهای تعاملی سریع (QTE) آن را به یکی از منفورترین بازیهای تاریخ تبدیل کرده است. بدون شک یک نسخه مدرن از Resident Evil 6 میتواند مکانیزمهای تیراندازی را بهبود بخشد و QTEها را حذف کند؛ اما داستان نیازمند اصلاحات اساسی و حذف محتوای اضافی است. با این حال، حتی اگر همه این کارها انجام شود، همچنان با یک بازی متوسط روبهرو خواهیم بود.
اما تصور کنید که بازسازی بازی Resident Evil 6 تأیید شده باشد. چه بخشهایی از بازی اصلی در این نسخه مدرن موفق خواهند بود؟ بخش داستانی لئون کندی، که به وضوح بیشترین شباهت را به سبک ترس و بقای سنتی این سری دارد، ممکن است ارزش نگه داشتن و گسترش داشته باشد. جهش ویروس C و تواناییاش در خلق برخی از وحشتناکترین موجودات این مجموعه، بدون شک یکی از نکات مثبت بازی بوده است. گروه گستردهای از شخصیتهای نمادین که برای متوقف کردن تهدیدی جهانی گرد هم آمدهاند نیز جذابیت خاصی داشت. اینجا پتانسیلی نهفته است. با وجود شکست بازی در سال ۲۰۱۲، موفقیتهای اخیر سازنده با بازسازی چند عنوان موفق از مجموعه رزیدنت ایول، باید این اعتماد را به ما بدهد که آنها میتوانند بازی را تا اسکلت اصلیاش تراش دهند و از آنجا گسترش دهند.

با این حال، حتی با در نظر گرفتن پتانسیلهای نهفته، چالشها همچنان پابرجا است. بازی Resident Evil 6 نه تنها در مقایسه با دیگر عناوین این سری ضعف داشت، بلکه تلاش برای تبدیل آن به یک بازی مدرن نیازمند بازنگری عمیق در تمام جنبههای طراحی آن است. از منظر گیمپلی، تغییرات در مکانیزمهای اکشن باید به گونهای باشد که حس رضایت از بازی را افزایش دهد، در حالی که فضای سنگین و هراسانگیز که مشخصه این فرنچایز است، حفظ شود. داستان بازی نیز باید تمرکز بیشتری بر ایجاد انسجام و شخصیتپردازی داشته باشد تا بتواند مخاطبان امروزی را جذب کند.
از طرفی، بسیاری از طرفداران ممکن است هنوز با خاطرات ناخوشایند بازی اصلی دستوپنجه نرم کنند. ساختن یک بازسازی موفق به معنای بازگرداندن اعتماد این طرفداران است، اما آیا بازسازی Resident Evil 6 میتواند این ماموریت دشوار را انجام دهد؟ این پروژه نه تنها نیازمند تغییراتی بنیادین است، بلکه باید بهگونهای باشد که هم طرفداران قدیمی سری را راضی کند و هم بازیکنان جدیدی که انتظار تجربهای امروزی دارند.
حذف رویدادهای اضافی در یک پروسه بازسازی، رویکردی است که سازندگان بهطور ناخواسته در بازسازی Resident Evil 3 در سال ۲۰۲۰ به کار گرفتند. حذف کامل بخشهایی از کمپین اصلی، کنار گذاشتن مسیرهای داستانی مبتنی بر انتخاب، و تبدیل نمسیس که زمانی نماد بازی بود به یک تهدید کماثرتر، به تجربه آن بازی لطمه زد. اما چنین تغییراتی در Resident Evil 6 میتواند بسیار موثرتر باشد. تمرکز داستان بر شخصیتهای لئون کندی و کریس ردفیلد، با حضور احتمالی ادا وانگ بهعنوان شخصیتی جانبی یا محتوای قابل دانلود (DLC) که گهگاه وارد ماجرا میشود، قطعاً میتواند بازی را بهبود بخشد. در مقابل، کمپین جیک مولر و شری برکین باید بهطور کامل بهعنوان محتوای قابل بازی کنار گذاشته شود، چرا که نقش جیک بیشتر بهعنوان یک شخصیت مرتبط با پیشزمینه داستان است و حذف کمپین او تأثیری بر داستان کلی نخواهد داشت.

بازیهای Resident Evil را میتوان بهعنوان تجربههایی پیچیده، آرام و با ظرافت توصیف کرد؛ اگر طراحیهای هیولاهای خیالی و نبردهای اغراقآمیز باسها را نادیده بگیریم. یکی از مشکلات دائمی در بازی Resident Evil 6 این است که هرگونه ترس و وحشت آرام و خزنده که این مجموعه به آن شهرت دارد، جای خود را به صحنههای اکشن پرشور، بیپایان و تفریحی داده است. بازسازی این بازی باید به شدت این جنبه اکشن را کاهش دهد. بهعنوان مثال، بازی Resident Evil Village تعادل مناسبی میان اکشن و وحشت ایجاد کرده است. بازسازی Resident Evil 6 باید از این رویکرد الگوبرداری کند و کمپینهای لئون و کریس بهترین ابزار برای دستیابی به این هدف هستند. شاید بهتر باشد به جای محور قرار دادن انتشار جهانی ویروس C، داستان به پیامدهای تهدید آن بپردازد؛ با قهرمانان ما که برای جلوگیری از انتشار گسترده ویروس تلاش میکنند، به جای اینکه دنیا از همان ابتدا با یک سری انفجارهای موشکی بمباران شده باشد.
یک مسئله مهم که تاکنون به آن پرداخته نشده است، اصرار شاکله بازی Resident Evil 6 بر روی بازیهای تعاملی و کوآپ (Co-op) است. همانطور که احتمالاً به خاطر دارید، هر یک از قهرمانان بازی توسط شخصیتهای مکمل همراهی میشوند، هلنا هارپر برای لئون و پیرس نیوانز برای کریس، اما این همراهان بیشتر بهنظر میرسد برای حفظ فرمول نسخه قبلی طراحی شدهاند. نسخهای که در آن کریس ردفیلد در کنار شوا آلومار در آفریقا میجنگید، تا اینکه حضورشان واقعاً ضروری باشد. حالت کوآپ در گیمپلی بازی اصلی نقش مهمی داشت، اما هیچگاه به سطح کیفی عناوین همعصر خود نرسید. علاوه بر این، و شاید این صرفاً یک فرض باشد، بخش داستانی شخصیت ادا وانگ به وضوح نشان میدهد که چقدر بازی کوآپ به شکلی غیرضروری در بازی Resident Evil 6 گنجانده شده بود.
نسخه بازسازی شده بازی Resident Evil 6، در صورتیکه بخواهد مخاطبان را جذب کند، باید تعادلی ظریف میان نوآوری و احترام به اصالت بازی برقرار کند. این بازسازی باید کوآپ را به صورت اختیاری و نه اجباری ارائه دهد؛ بهگونهای که به تجربه تکنفره بازی آسیبی وارد نکند. بهطور مثال، میتوان این همراهان را در گیمپلی به شکلی تنظیم کرد که صرفاً در لحظات خاصی از داستان حضور فعال داشته باشند، یا نقش آنها بیشتر در داستان و تعاملات شخصیتها برجسته شود. چنین تغییری میتواند حس انزوا و وحشت، که عنصر کلیدی این فرنچایز است، را بازگرداند.

سرانجام، اگر سازندگان تصمیم به بازسازی بگیرند، باید از خطاهای گذشته درس بگیرند و تجربهای ارائه دهند که هم هویت خود را حفظ کند و هم استانداردهای مدرن را رعایت کند. بهجای تمرکز بر حجم بالای اکشن، باید با تمرکز بر جزئیات و ایجاد حس تعلیق و اضطراب، بازی Resident Evil 6 را دوباره تعریف کرد. این بازسازی میتواند فرصتی باشد برای بازیابی اعتماد طرفداران و معرفی نسخهای که جایگاه بازی را در این مجموعه ارتقا دهد، نه اینکه صرفاً گذشتهاش را دوباره زنده کند.
اکنون، بهنظر میرسد ایده کنار گذاشتن بازی کوآپ در بازسازی بازی Resident Evil 6 ممکن است بحثبرانگیز باشد، اما این تصمیم میتواند تحول بزرگی برای این عنوان تلقی شود. این مجموعه قبلاً نشان داده که همراهانی که به صورت موقتی و در بخشهای کوچکی از بازی ظاهر میشوند، میتوانند به خوبی عمل کنند. بنابراین، شاید بازی Resident Evil 6 نیز باید به این سمت حرکت کند. این رویکرد نه تنها باعث تمرکز بیشتر بر داستان و گیمپلی میشود، بلکه بهوضوح یکی از نیازهای اصلی این بازی است که باید برطرف شود.
با توجه به تغییرات بزرگی که تاکنون اشاره شد، اگر بازسازی بازی Resident Evil 6 با چنین اصلاحاتی همراه باشد، آیا دیگر میتوان آن را همان بازی سابق دانست؟ بازگشت به همان نقل قول کاربر ردیت که در ابتدای بحث مطرح شد، میگوید یک بازسازی «باید همچنان همان بازی باشد». اما این اصلاحات پیشنهادی عملاً بازسازی را به یک بازطراحی اساسی تبدیل میکند، که این سؤال را مطرح میکند که آیا این نسخه همچنان بازسازی محسوب میشود یا خیر. شاید بهتر باشد سازندگان بهجای بازسازی، به یک ریبوت (راهاندازی مجدد) برای این بازی فکر کنند. داستانی درباره توطئههای جهانی، ویروسی وحشتناک، کمپینی که بر حداکثر دو شخصیت متمرکز باشد و گیمپلی پیچیدهای با تأکید کمتر بر تیراندازی که همه اینها عالی هستند. این تعریف به وضوح نشان میدهد که دیگر با همان بازی قدیمی طرف نیستیم.

ریبوتها در صنعت بازیسازی سابقه موفقیتآمیزی دارند؛ از Doom گرفته تا Call of Duty: Modern Warfare، این رویکرد توانسته بازیها را دوباره به اوج برساند. بهعنوان مثال، در Modern Warfare، استفاده از شخصیتهای کلاسیک سری Call of Duty در خط زمانی جدید و معرفی شخصیتها، محیطها و لحظات جدید، موفق شد عناصری که در نسخههای اصلی عالی بودند را با تغییراتی تازهتر ترکیب کرده و به اثری متمایز تبدیل کند.
یک بحث کلیتر نیز در این میان مطرح است: آیا بهتر نیست سازندگان به جای تمرکز بر بازسازیها، تلاشهای خود را صرف پروژههای جدید کنند؟ اگر از Resident Evil: Code Veronica که بهطور منطقی باید قبل از Resident Evil 3 Remake بازسازی میشد، بگذریم، این دیدگاه بهراحتی قابل دفاع است. شاید در نهایت، بازی Resident Evil 6 اصلاً شایستگی یک بازسازی را نداشته باشد؛ زیرا از ابتدا هم یک عنوان برجسته در مجموعه نبود. این بازی دوازده سال پیش منتشر شد و همه ما واکنشهای منفی که Naughty Dog با بازسازی The Last of Us دریافت کرد را به یاد داریم. هرچند در مورد The Last of Us، بخشی از انتقادات به این مربوط بود که این بازی قبلاً نسخه بازسازیشدهای دریافت کرده بود و همچنین به اندازه بازی Resident Evil 6 قدیمی نبود. آیا آن بازسازی ارزش قیمتش را داشت؟ شاید. اما آیا ضروری بود؟ این موضوع جای بحث دارد.
احتمالاً بسیاری از طرفداران بیشتر ترجیح میدهند نسخهای جدید از این سری منتشر شود، همانطور که عده زیادی منتظر نسخه سوم The Last of Us هستند. این موضوع بهخصوص در شرایطی که برنامه بازسازیهای Resident Evil به نقطهای اشباع رسیده، اهمیت بیشتری پیدا میکند. در سال ۲۰۱۹، یک بازسازی فوقالعاده از یک بازی برجسته و پیشگام ژانر با Resident Evil 2 عرضه شد. همچنین، بازی Resident Evil Village که با استقبال خوبی روبرو شد، اکنون سه سال از انتشارش میگذرد. بهنظر میرسد زمان مناسبی برای یک ورودی کاملاً جدید در این مجموعه باشد تا بار دیگر تجربهای نوآورانه و تازه به طرفداران ارائه دهد.

البته، شایعاتی درباره بازی نهم Resident Evil به گوش میرسد؛ عنوانی که از سال ۲۰۱۸ در دست توسعه بوده و گفته میشود جاهطلبانهترین پروژه این سازنده تا به امروز است. همچنین، زمزمههایی وجود دارد که این بازی با بزرگترین بودجه در میان تمامی نسخههای Resident Evil تولید خواهد شد و قرار است در سال ۲۰۲۵ منتشر شود. هرچند این سازنده توانایی کار روی چند پروژه از این مجموعه را بهطور همزمان دارد و بدون افت کیفیت میتواند محتواهای جدیدی ارائه دهد، اما اگر تصمیم به ریبوت Resident Evil 6 بگیرد، احتمالاً خط زمانی و داستانهای مجموعه بیش از حد پیچیده خواهد شد. چنین تغییری شاید باعث شود بازی بهطور کامل از ساختار روایی اصلی این مجموعه فاصله بگیرد.
شاید بهترین تصمیم این باشد که Resident Evil 6 را به همان گذشتهاش بسپاریم، اثری که بیشتر بهعنوان یک تجربه ماجراجویی-اکشن کنجکاویبرانگیز به یاد آورده میشود و شاید هرگز نباید بهعنوان یک ورودی اصلی در این سری معرفی میشد. در حقیقت، این بازی اگر بهعنوان یک اسپینآف معرفی میشد، احتمال بیشتری داشت تا مخاطبانش بهجای انتقاد، آن را با ذهنیتی متفاوت بررسی کنند. از دست دادن عناصر اصلی ژانر وحشت در این عنوان باعث شده که هویت آن با بقیه سری در تضاد باشد، و تلاش برای جای دادن آن در خط زمانی اصلی نهتنها کاری دشوار، بلکه غیرضروری به نظر میرسد.
با توجه به اینکه Capcom در سالهای اخیر ثابت کرده میتواند عناوین جدید و بازسازیهای موفقی خلق کند، شاید بهتر باشد این سازنده انرژی خود را روی پروژههای آینده متمرکز کند. بازیهایی مانند Resident Evil Village که توانستند تعادل خوبی میان وحشت و اکشن برقرار کنند، نشاندهنده این هستند که مسیر اصلی مجموعه همچنان میتواند پویایی و نوآوری داشته باشد. از طرفی، پرداختن به عنوانی که از ابتدا واکنشهای منفی بسیاری دریافت کرد، ممکن است منابع ارزشمند را به هدر دهد و انتظارات طرفداران را برآورده نکند.

اگرچه ایده بازسازی یا ریبوت Resident Evil 6 از نظر برخی جذاب به نظر میرسد، اما واقعیت این است که این بازی در میان طرفداران همچنان بهعنوان نقطهای ضعیف در تاریخچه مجموعه شناخته میشود. هرگونه تلاش برای تغییر یا اصلاح آن، حتی اگر موفق باشد، باز هم ممکن است نتواند خاطرات منفی گذشته را پاک کند. در عوض، سرمایهگذاری بر روی عناوین جدید، اسپینآفهای نوآورانه یا بازسازیهایی که واقعاً ضروری هستند، میتواند آیندهای روشنتر و موفقتر را برای Resident Evil رقم بزند. شاید وقت آن رسیده باشد که بهجای بازگشت به اشتباهات گذشته، به سمت جلو حرکت کنیم و به فصلهای جدید این مجموعه هیجانانگیز بپردازیم.