طرفداران مجموعه بازیهای سولزبورن از زمان انتشار بازی Bloodborne منتظر نسخه بعدی این عنوان بودهاند. بازیِ لاوکرفتی و سرعتی فرامسافتوور که خیلی زود توانست طرفداران زیادی هم پیدا کند، فرمولی تقریبا متفاوت با آنچه سری بازی Dark Souls ارائه داده بود در خود داشت.
با اینکه ساخت یک دنباله برای بازی Bloodbonre چندان عملی به نظر نمیرسد، اما قطعا هرگز نباید گفت هرگز. مسئلهای که اما باعث نگرانی است اینجاست: پایان اصلی بازی Bloodborne واقعا بینقص بود و ساخت یک دنباله برای این داستان میتواند در پایانِ بینقص، اشکال وارد کند. با این حال، لور و جهانپردازی بازی ارتباط زیادی با وقایع قبل از بازی دارد و نشان میدهد که اتفاقاتی که در گذشته شهر یارنام رخ دادهاند، دلیل اصلی وقایع شوم خودِ بازی Bloodborne هستند، با این مورد ما باز هم اطلاعات کاملی از گذشته یارنام به دست نمیآوریم و همین میتواند باعث شود که یک بازیِ پیش درآمد، پتانسیل زیادی برای قصهگویی در دنیای تاریک بازی Bloodborne داشته باشد.
این متن بخشهایی مهم از داستان بازی Bloodborne را فاش میکند
پایان اصلی بازی Bloodborne کدام است؟

همانند بسیاری بازیهای دیگر در میان عناوین سولزبورن، بازی Bloodborne هم پایانهای متفاوتی دارد که هر یک به نحو خاصی داستان را تمام میکنند. پایان اصلی یا بهتر، ایده آلِ بازی Bloodborne که آغاز کودکی (Childhood’s Beginnings) نام دارد، بازیکن را موظف میکند که قبل از صحبت با گرمن (Gehrman) سه Third Umbilical Cord مصرف کنند و به این صورت به ماجراجویی خود پایان بخشند.
بعد از مصرف این آیتمها و شکست دادن گرمن، یک باسفایت نهایی دیگر هم جلوی شما ظاهر میشود: Moon Presence. همانطور که در خود بازی میفهمیم، اگر شخصی بتواند یکی از «بزرگان» یا همان Great Oneها را شکست دهد، خودش تبدیل به یکی از آنها خواهد شد. با شکست دادن Moon Presence بازیکن تبدیل به یکی از بزرگان میشود و در آخر عروسک (Doll) را میبینیم که Great One نوزاد را در آغوش گرفته و برای شکارچیِ نیک (یعنی شما) دعای خیر میکند.
این پایانبندی ماموریت شکارچی را به پایان میرساند و مشخصا ادامه دادن چنین قصهای بسیار سخت خواهد بود، مگر اینکه سازنده تصمیم بگیرد که داستان شکارچی دیگری را رویات کند که به دنبال بینش (Insight) است. گرچه احتمال چنین چیزی هم وجود دارد، اما این بازی میتواند صرفا یک بازگویی دیگر از همان قصه جذاب سال 2015 باشد که انجام چنین کاری چندان به گروه خونی فرام سافتور نمیخورد. البته که بسیاری از هواداران مشکلی با تعریف دوباره یک قصه مشابه در دنیای بازی Bloodborne نخواهند داشت، اما روایت داستانی جدید میتواند به جهانپردازی این دنیای تاریک هم کمک کند و جذابتر از هر قصه دیگری ظاهر شود.
جهانپردازی بازی Bloodborne بسیار غنی است

همه بازیها پتانسیل بهره بردن از نسخههای پیش درآمد را ندارند. بزرگترین نقصی که در این مورد در بسیاری از بازیها میتوان پیدا کرد (که لزوما هم چیز بدی نیست) این است که بازیکن میتواند با کنار هم گذاشتن قطعات پازل، بفهمد که چه اتفاقی قرار است بیفتد، چرا که پیش از این پایان نهایی را دیدهاند و ذهنیتی از اینکه قصه از چه قرار است دارند. داستان بازی Bloodborne با هیولاها و شکارچیانی که در گذشته زندگی میکردند ارتباطات زیادی برقرار میکند، طوری که تاثیر حضور آنها حتی در چندین سال قبل، روی دنیای فعلی هم دیده میشود و به نحوی در داستان مشارکت پیدا میکنند. مریضیای که یارنام را درگیر خود ساخته مرموز و اسرارآمیز است، اما جهانپردازی و قصههای داخل بازی به ما میگویند که جوامعی حتی قبل از یارنام با این بیماری درگیر شده بودهاند و قربانی آن شدهاند.
تمامِ شهر «یارنام کهن» پر از قصه است، از خاکسترخون (Ashen Blood) تا Powder Kegهای کفرآلود. بازیکنان در خیابانهای یارنام کهن قدم میزنند، اما فقط قطرهای از اقیانوسِ وقایعی که این بخش از شهر را درگیر خود ساخته بود را به چشم میبینند. یک پیش درآمد میتواند قصه کامل یارنام کهن را بازگو کند و نشان دهد که این شهر چرا سوخت و چطور تبدیل به منطقهای متروکه شد. نگاهی به گذشته میتواند وجود Powder Kegها را نیز شرح دهد و سقوط کلیسای شفابخش (Healing Church) را هم در بازی به نمایش بگذارد.
در کنار این موارد، بازی پیش درآمد میتواند به شخصیتهایی که حضور پررنگی در بسته الحاقی بازی یعنی Old Hunters داشتند بپردازد، و مخصوصا نشان دهد که گرمن، لودویگ (Ludwig) و ماریا (Maria) چطور مسیر روشنایی را گم کردند و یا قربانی شدند، یا خودشان هم تبدیل به هیولایی شدند که باید نابود میکردند. با اینکه بسیاری از این شخصیتها در خود بازی Bloodborne خط داستانی جذابی دارند، اما دیدن نقطه آغازین آنها و تعاملاتشان با کلیسای شفابخش و شروع سقوطشان در این مسیر میتواند داستانی جذاب باشد که هیچ طرفدار بازی Bloodborne حاضر به از دست دادنش نیست.
گزارش: کار سونی با بازی Bloodborne تمام نشده است
10 سلاح خاص در بازیهای ترسناک

شاید یکی از بزرگترین اسرار کشف نشده بازی، سلسله تومریها (Pthumerians) و سیاهچالهای پیاله (Chalice Dungeons) باشند. با توجه به اینکه تمدن باستانی تومریها با رهبری ملکه یارنام توانستند [احتمالا] با Great Oneها ارتباط قرار کنند و شفا با خون را از آنها یاد بگیرند، عجیب است که بازی اصلی توجه چندانی به این مسئله نداشت و بیش از این توضیح نداد که چه اتفاقاتی در آن دوران افتاده است. از طرف دیگر سیاهچالهای پیاله نیز کاملا اختیاری هستند و اصلا امکان دارد که یک بازیکن اقدام به تمام کردن کل بازی Bloodborne کند، اما از وجود این سیاهچالها و ملکه یارنام خبر نداشته باشد! همین موارد به خودی خود میتوانند محتوای کافی برای نسخه دیگری از دنیای بازی Bloodborne اما به شکل پیش درآمد را فراهم سازند.
یک پیش درآمد چگونه میتواند به نفع بازی Bloodborne باشد؟
زیبایی خاصی که میتوان در پیش درآمد بازی Bloodborne دید، این است که بازیکن میداند سقوط کلیسای شفا بخش، ملکه یارنام و تمدن تومریها همه مرتبط به هم بودند. از آنجا که مرکز ثقل بازی Bloodborne حس ترس و وحشتی است که در تمام لحظات بازی وجود دارد، دانستن این مسئله که بهزودی یک سقوط تمام عیار کل شهر را خواهد بلعید میتواند به اندازهای ترسناک باشد که بازی پیش درآمد را پایبند به بازی اصلی بکند و محیطِ ترسناک یارنام را، ترسناکتر از قبل سازد.

داستانهای مختلف و فرعی که در بازی اصلی وجود داشتند، به بازیکنان کمک میکنند که از تاریخچه کلیسای شفابخش مطلع شوند و دانش کافی از این سازمان را به دست آورند، اما گشت و گذار بیشتر در تاریخچه این سازمان و کارهایی که کردهاند در یک نسخه جداگانه میتواند به شکل دیوانهواری جذاب باشد و قسمتهایی از این قصه را فاش کند که پیش از این کسی از آنها خبر نداشت.
یک پیش درآمد میتواند به بازیکنان اجازه دهد که اسرار دنیای بازی Bloodborne را بیش از پیش کشف کنند و دنیای ناشناخته آن را بشناسند، و این کار با بازی جدیدی انجام میشود که نه تنها مجموعه را به خطر نمیاندازد، بلکه باعث مستحکمتر شدن پایههای آن میشود و نگاهی عمیقتر به کل سری میاندازد و اتفاقات شومی که باعث بهوجود آمدن دنیای تاریک بازی Bloodborne شدهاند را بررسی میکند.
با توجه به اینکه هیدتاکا میازاکی (Hidetaka Miyazaki) در حال کار روی بازی جدیدی است و امتیاز ساخت بازی Bloodborne نیز در دستان سونی است، چندان نمیتوان به آینده این مجموعه دل بست. با این وجود میازاکی پیشتر هم گفته بود که بازی مورد علاقه خودش، همین بازی Bloodborne است و البته وی اعتراف هم کرد که ساخت دنباله، صرفا منوط به تصمیم او نیست و افراد تصمیم گیرنده دیگری نیز باید چراغ سبز خود را نشان دهند. چه بازی Elden Ring برای میازاکی محبوبتر از بازی Bloodborne شده باشد و چه نه، نباید امید خود برای ساخته شدن بازی دیگری از دنیای بازی Bloodborne را از دست دهیم. این عنوان هماکنون برای کنسول PS4 در دسترس است.