سری Assassin’s Creed شاید هیچوقت به ریشه های خود بازنگردد

سری Assassin’s Creed شاید هیچوقت به ریشه های خود بازنگردد

مصطفی محدث مصطفی محدث
5 سال و 4 ماه و 29 روز پیش

فرنچایز پرچم‌دار یوبیسافت در طی چند سال گذشته، دچار تغییرات زیادی در ساختار گیم‌پلی و درون‌مایه‌های روایتی شده است. سری Assassin’s Creed در گذشته بیشتر دنباله‌روی ژانر اکشن ماجراجویانه و تمرکز اصلی آن، مفهوم مرکزی مخفی‌کاری «اجتماعی» در میان جمعیت و مردم بود. آن گیم‌پلی برای مدتی، هسته اصلی بازی‌های این مجموعه را تشکیل می‌داد؛ مخفی شدن در میان شهروندان یا نقاط خاص مخفی‌کاری و تظاهر به این‌که شخصیت قاتل بازی، یک انسان عادی در میان باقی مردم است. البته با گذر زمان و عرضه سالانه حداقل یک نسخه از مجموعه، ایرادهای این نوع گیم‌پلی بیشتر از گذشته خود را نشان دادند و باعث صدمه زدن به ارزش تجربه دوباره بازی‌ها شدند.

هم به این دلیل و هم به دلیل اتفاقات ناخوشایند دیگر مثل عرضه ناموفق و حتی افتضاح بازی AC: Unity، یوبیسافت بالاخره تصمیم گرفت که مدتی فرنچایز را کنار بگذارد و ایده‌ها و طرح‌های جدید برای آن را بررسی کند. آن‌ها موفق شدند با یک تغییر شدید و ناگهانی سبک و تبدیل شدن به یک عنوان اکشن نقش‌آفرینی‌محور شبیه به بازی The Witcher 3، نام Assassin’s Creed را دوباره سر زبان‌ها بیندازند. از آن‌جا به بعد، بازی Origins عرضه شد که به عنوان اولین نسخه نقش‌آفرینی مجموعه، نسبتا موفق بود، اما این بازی AC: Odyssey بود که توانست ثمره واقعی تلاش‌های تیم، برای ساخت یک عنوان نقش‌آفرینی از جهان Assassin’s Creed را به نمایش بگذارد. اگرچه این موضوع لزوما چیز بدی نیست، اما آن موفقیت به معنای این است که فرنچایز Assassin’s Creed، دیگر هیچ‌وقت به ریشه‌های خود باز نخواهد گشت.

 

اولین زنگ خطر: عرضه سالانه بازی‌ها

همانند اولین نسخه نقش‌آفرینی مجموعه، اولین بازی Assassin’s Creed هم چندان فوق‌العاده نبود، اما شروع‌کننده یک مسیر بسیار مهم محسوب می‌شد. اگرچه اولین بازی مجموعه توانست ظرفیت‌ها و پتانسیل بازی جدید یوبیسافت را با سیستم تازه مخفی‌کاری اجتماعی خود نشان دهد، اما این بازی Assassin’s Creed 2 بود که توانست به موفقیت و محبوبیتی مثال‌زدنی برسد و جای فرنچایز را در میان تمام عناوین جدید دیگر، تثبیت کند. یک داستان انتقام بسیار قوی، شخصیت‌های سرگرم‌کننده، گیم‌پلی مخفی‌کاری تحول‌یافته و یک ارتقای عظیم کمی و کیفی، عناصری بودند که توانستند نسخه دوم مجموعه را بسیار محبوب کنند.

 

۲۳ حقیقت جالب درباره سری Assassin’s Creed که احتمالا ‌نمی دانید

حتی پس از پایان یافتن داستان اتزیو، بازی‌های بعدی نیز همان ساختار و مسیری که بازی AC 2 بنا کرده بود را ادامه دادند، اما شاید همین مسیر تکراری و البته مدل عرضه سالانه حداقل یک نسخه از مجموعه باعث شد که شکاف‌ها و ایرادات گیم‌پلی آن سریع‌تر مشخص شود. حتی قبل از عرضه ناموفق بازی AC: Unity که به عقیده بسیاری، نقطه شروع شکست مجموعه بود، نشانه‌هایی از گیم‌پلی غیرقابل‌قبول در دو بازی Assassin’s Creed 3 و Assassin’s Creed 4: Black Flag مشاهده می‌شد. این دو نسخه حتی با گسترش گشت‌وگذار و معرفی مبارزات دریایی نیز نتوانستند جای خالی مخفی‌کاری را پر کنند و با ماموریت‌های نسبتا تکراری خود، باعث ناامید شدن طرفداران وفادار و قدیمی مجموعه شدند.

 

استفاده از عناصر نقش‌آفرینی برای احیای مجموعه

بعد از مشکلات بازی Unity و عرضه نه چندان چشم‌گیر بازی AC: Syndicate، فرنچایز Assassin’s Creed با عرضه نسخه Origins، تغییر جهتی ناگهانی داد. در این نسخه از بازی، به دوران مصر باستان رفتیم و همچنین برای اولین بار، شاهد استفاده از مکانیسم‌ها و سیستم پیشرفت بازی‌های نقش‌آفرینی در یک بازی Assassin’s Creed بودیم. این تغییر ژانر نظر بسیاری از طرفداران قدیمی و جدید مجموعه را جلب کرد و اگرچه دیگر اثر چندانی از مخفی‌کاری اجتماعی نبود، اما محتوا و داستان بازی و همچنین، مکانیسم‌های جدید گیم‌پلی آن باعث شدند که بازی با استقبال خوبی مواجه شود. عضو بعدی خانواده یعنی بازی Assassin’s Creed Odyssey نیز همین مسیر را ادامه داد و عناصر نقش‌آفرینی آن حتی بیشتر هم شدند.

در واقع، بازی Odyssey زیرساخت و تلاش‌های اولیه بازی Origins را متحول کرد و ارتقا داد و نتیجه آن یک تجربه نقش‌آفرینی عظیم شد که توانست بازخوردهای بسیار مثبتی را جذب کند. تنوع و اهمیت لوت پیدا کردن چندین برابر شد و اضافه شدن قابلیت‌های شخصی‌سازی باعث می‌شد که دو شخصیت اصلی بازی یعنی آلکسیوس و کاساندرا، جنگجویان به شدت قدرتمندتر و شخصی‌تری به نظر برسند. مکانیسم‌های نقش‌آفرینی نیز گشت‌وگذار در یونان باستان را تشویق می‌کرد و پاداش می‌داد و نکته مهم این بود که این کار را بدون صدمه زدن به داستان اصلی بازی انجام می داد. به عقیده بسیاری، بازی AC Odyssey یکی از موفق‌ترین نسخه‌های مجموعه است و این موضوع، نشان‌دهنده این است که سیستم و ژانر جدید نقش‌آفرینی بازی، انتخاب درستی بوده است.

 

خداحافظی با مخفی‌کاری اجتماعی

برای طرفداران سرسخت و قدیمی ژانر سنتی و گیم‌پلی مخفی‌کاری فرنچایز، مخصوصا آن‌هایی که کوچک‌ترین علاقه‌ای به نقش‌آفرینی شدن مجموعه نداشتند، کنار آمدن با آینده سری Assassin’s Creed بسیار سخت است. با توجه به موفقیت چند نسخه اخیر، کاملا منطقی است که یوبیسافت بخواهد همین مسیر را ادامه دهد. البته این بدین معنی نیست که تمام تصمیمات یوبیسافت الزاما وابسته به موفقیت تجاری و فروش بالای این عناوین است. در واقع، تلفیق درست و موفقیت‌آمیز مجموعه با مکانیسم‌ها و عناصر نقش‌آفرینی باعث شده که آینده فرنچایز Assassin’s Creed نیز با این ژانر گره بخورد. زمان‌ها و دوران‌های مدرن‌تر مثل آن چه که در بازی AC 2 وجود داشت، هم‌نشینی خاصی با این ژانر و سبک ندارد.

این موضوع به معنای این است که احتمال حضور دوران تاریخی مدرن‌تر مثل آن چه که در Unity یا Syndicate دیدیم نیز در نسخه‌های بعدی AC نیز کم‌تر و کم‌تر می‌شود. از طرفی، دوران فئودال ژاپن که همیشه از زمان‌های موردنیاز علاقه‌مندان برای نسخه‌ای از بازی Assassin’s Creed بوده است، می‌تواند محیط و دوران بسیار مناسبی برای اکشن نقش‌آفرینی‌محور جدید باشد.

به خاطر تمام این نشانه‌ها و اتفاقات است که باید به این نتیجه برسیم که سری Assassin’s Creed حداقل در آینده‌ای نزدیک، به ریشه‌های مخفی‌کاری اجتماعی خود برنمی‌گردد. این موضوع اگرچه باعث ناامیدی و ناراحتی اکثریت طرفداران مجموعه نمی‌شود، اما قطعا خبر خوبی برای طرفداران سنتی‌تر و قدیمی‌تر AC نیست. به نظر می‌رسد که زمان خداحافظی آن‌ها با ژانر محبوبشان رسیده است.

برچسب ها: Assassin's Creed
0 نفر این پست را پسندیده اند. این مطلب را به اشتراک بگذارید:
مطالب مشابه
مشاهده موارد بیشتر
نظر کاربران
برای ارسال دیدگاه ابتدا باید وارد شوید.