در چند دهه اخیر که بازیهای ویدیویی هر سال شاهد پیشرفت بیشتر بودند، عناوین خوب و دوستداشتنی زیادی ساخته شدهاند. در این مطلب میخواهیم نگاهی بیندازیم به 10 بازی فوق العاده که در تاریخ ماندگر شدهاند، و اصطلاحا از زمان خود جلوتر بودهاند.

بازی Max Payne سطح جدیدی برای بازیهای اکشن سینمایی ایجاد کرد و این کار را با تقلید از سبک فیلمهای جان وو (John Woo) به سرانجام رساند. البته، وقتی صحبت از نوآوریهای بازی Max Payne میشود، نمیتوان از مکانیک Bullet Time آن صحبت نکرد – قابلیتی که تیراندازیها را به صحنههای آهسته و خونین تبدیل میکند. این مکانیک، که به وضوح از فیلم ماتریکس (The Matrix) الهام گرفته شده بود، اولین بار نبود که در بازیهای ویدیویی استفاده میشد، اما بازی Max Payne با سادگی و استایل خاص خود آن را به اوج رساند.

بازی System Shock در موارد مختلفی از زمان خود جلوتر بود: بررسی موضوعات پیشرفتهای مانند هوش مصنوعی، ترنسهیومنیسم (یک جنبش فکری و فلسفی که به استفاده از فناوریهای نوین برای بهبود و ارتقاء تواناییها و ویژگیهای انسان پرداخته و به دنبال فراتر رفتن از محدودیتهای زیستی طبیعی انسان است)، ارتقاء انسانی و روح انسان که هنوز هم تفکر برانگیز است.
موتور بازیسازی این عنوان نحوه تعامل اشیا در فضاهای سهبعدی را متحول کرد؛ شخصیت منفی با اخلاقیات خاکستری آن، دنیای فانتزی بازی را واقعیتر و ملموستر کرد. تاکید بر انتخابهای بازیکن و امکان اجتناب از مبارزه با استفاده از تواناییهای هک منحصر به فرد هم یکی دیگر از ابعاد بازی System Shock بود که این عنوان را از زمان خود جلوتر میبرد. بازی System Shock یک عنوان کلاسیک بینظیر است که الهامبخش بازیهایی مثل بازی Prey، بازی Dishonored و بازی Portal بوده است.

همانند بازی System Shock، بازی Red Dead Redemption 2 معیارهای جدیدی برای داستانسرایی در دنیای بازیهای ویدیویی تعریف کرد. مناظر زیبا، باتلاقها و کوهستانهای مهآلود، دشت و صحرای واقعگرایانه، همه و همه بازیکنان را به کاوش در غرب وحشی تشویق میکردند. در بازی بازی Red Dead Redemption 2 سفر خودکار از طریق fast Travel هیچوقت بهترین راه برای جابجایی نبود. راکاستار عمدا سرعت و ریتم دنباله بازی Red Dead Redemption را کاهش داد و دنیای باز را با مجموعهای از فعالیتهای جانبی و برخوردهای تصادفی پر کرد. بازیهای جهان باز امروزی هنوز هم تلاش میکنند تا به سطح آزادیای که بازی Red Dead Redemption 2 ارائه میدهد، برسند.
مطالب مرتبط: معرفی بازیهایی که هیچگاه ساخته نخواهند شد

بازی Metal Gear Solid یک شاهکار بینظیر در ژانر خود بود که با رویکردی سینمایی، داستانسرایی جذاب، گیمپلی مخفیکاری فوقالعاده و شوخیهای خلاقانهای که دیوار چهارم را بین مخاطب و شخصیت اصلی میشکستند، برداشتها از بازیهای ویدیویی را تغییر داد. هیچ بازی دیگری تا آن زمان بازیکنان را به این شکل درگیر خود نکرده بود، که میتوان قرار دادن کدهای فرکانس مریل روی دیسک بازی را جزو یکی از همین موارد دانست، و یا مبارزه با مانتیس (Mantis) که برای شکست دادن او، باید پورت دسته خود را عوض میکردید تا او نتواند ذهن شما را بخواند.

این بازی در سال ۲۰۰۵ و در زمانی منتشر شد که هنوز جامعه بازیهای ویدیویی در حال بحث بود که آیا این رسانه میتواند هنر محسوب شود یا نه. بازی Shadow of Colossus که عنوانی فکری و پر از معما، غمگین، زیبا و پیچیده بود، این بحث را با داستانسرایی مینیمالیستی که از طریق پازلهای محیطی که در قالب مبارزه با باسهای غول پیکر بیان میشد، خاتمه داد. در آن زمان واقعاً چیزی شبیه به این بازی وجود نداشت. بازی Shadow of Colossus تجربهای کاملا منحصر به فرد با پایانی بود که مانند برخی از بزرگترین آثار هنری جهان، به مخاطب اجازه میداد که تفسیر خود از داستان را ارائه دهد.

بازی Shenmue با نمایش زندگی آرام ژاپنی همچنان طرفداران و منتقدان را در دو دسته مخالف قرار میدهد، اما جاهطلبی توسعهدهندگان آن برای تبدیل شدن به یک مجموعه بازی گسترده، قطعا جلوتر از زمان خود بود. معرفی مفهوم طراحی بازی جهان باز به بازیکنان (حداقل بازیکنان Dreamcast) را هم شاید بتوان بزرگترین کاری دانست که بازی Shenmue در قبال بازیهای ویدیویی انجام داد. بازی Shenmue همچنین با چرخههای شب و روز، NPCهایی با شغلها و برنامههای روزانه، و آب و هوای پویا، سطح جدیدی از درگیری و غوطهوری در بازیهای ویدیویی را به ارمغان آورد. تعاملات پر از جزئیات دنیای آن، از بررسی اشیاء داخل کشوی آشپزخانه تا بازیهای آرکید موجود در نقشه، بازی Shenmue را به عنوان یک ویدیو گیم پیشگام در تاریخ تثبیت کرد.

الکس مرسر (Alex Mercer) در بازی Prototype یک ضد قهرمان کامل است. همین برای فوقالعاده بودن بازی کافی بود. قدرتها و تواناییهای زیادی در مهارتهای مرسر قرار داده شده که هیچ کدام لذتبخشتر از این نبود که میتوانستید بدون برداشتن یک خراش، ارتش کاملی که در منطقه منهتن نیویورک جمع شدهاند را قلع و قمع کنید. با ترکیب تغییر شکل، حرکات هوایی شبیه به ابرقهرمانها، قدرتهای تهاجمی و تدافعی زیاد، دید حرارتی، امکان استفاده از اسلحهها، تانکها و هلیکوپترها، استودیو Radical Entertainment با قبول این ریسک که بازی Prototype را تبدیل به یک بازی ترکیبی از بسیاری ژانرها و مکانیکها کند، قمار بزرگی انجام داد. با این حال، بازی Prototype تبدیل به یک تجربه هیجانانگیز شد؛ ترکیب این همه مکانیک مختلف به صورت یکپارچه ،واقعا دستاوردی جلوتر از زمان خود بود.

شما میتوانید تا ابد در مورد به یاد ماندنی بودن یا نبودن بازی RAGE بحث کنید. این بازی استودیو id Software را از مرز تبدیل شدن به یک استودیوی نه خیلی خوب و نه خیلی بد نجات داد، اما تیراندازی، گیمپلی، دشمنان و داستان آن، همه در حد متوسط بودند و واقعا چیز شاهکاری به جا نگذاشتند. بازی دقیقا لایق یک نمره هفت از 10 بود. با این حال، بازی RAGE یک برگ برنده داشت: فناوری مگاتکستچرینگ. این فناوری در آن زمان جدید نبود، اما به لطف موتور بازی id Tech 5، هنرمندان طراح محیط بازی RAGE قادر بودند یک مجموعه بیپایان از بافتهای منحصر به فرد بسازند. اگر هم رایانه شخصیتان از ظرفیتهای لازم برخوردار بود، میتوانستید بازی را 60 فریم بر ثانیه تجربه کنید؛ ویژگیای که امروزه رایج است اما در سال ۲۰۱۱ چندان معمول نبود.

اگر بازی Far Cry 2 امروز منتشر میشد، شاید به خاطر رویکرد بیش از حد مینیمالیستی در طراحی بازی جهان باز که امروزه بسیار مورد استفاده قرار میگیرد، مورد انتقاد قرار میگرفت. نکته اینجاست که بازی Far Cry 2 احتمالا آغازکننده این جنبش در طراحی نقشه بود. گیمپلی بازی برای برآورده کردن نیازهای شما طراحی شده بود، Zoneها مثل یک کالای بیارزش نبودند که از سوپرمارکت محل بخریدشان (برای به دست آوردنشان باید تلاش میکردید) و NPCها نیز صرفا برای دادن ماموریت به شخصیت اصلی در نقشه حضور نداشتند. در بازی Far Cry 2 شما قهرمان هستید و خودتان باید وارد عمل شوید، اما در طی مسیر باید مراقب باشید که مریضیتان عود نکند و دچار آسیب نشوید، یا ماشینهای در حال آتش گرفتن به ناگهان منفجر نشوند، و بسیاری موارد دیگر که گشت و گذار در نقشه را تبدیل به عملی چالش برانگیز و در عین حال جذاب میکردند. Far Cry 2 با ترکیب عناصر FPS با مکانیکهای بقا، با اعتماد به نفس عمل کرد و موفق شد، و بازیهایی مانند بازی Fallout 4، بازی Metal Gear Solid V و بازی The Forest با الهام از این عنوان ساخته شدند.
مطالب مرتبط: بازیهایی که 20 سال از عمرشان گذشته اما هنوز جذاباند

چرا بازی Silent Hill 2 را جلوتر از زمان خود میدانیم؟ پرداختن به موضوعات بزرگسالانه، تابو و پنهانشده به روشهایی که برای بازیکن قابل لمس باشد؛ هماهنگی گیمپلی و مشکلاتی که شخصیت اصلی با آنها مواجه میشود با درگیریهای ذهنیاش، هیولاهایی که در طول داستان با آنها رو به رو میشوید، ایجاد جوی چنان مسموم که شما را خفه میکند؛ همه اینها دلایلی هستند که چرا بازی Silent Hill 2 یک شاهکار جلوتر از زمان خود است و پس از ۲۲ سال همچنان ماندگار است. به نوعی، بازی Silent Hill 2 عنوانی است که هم شما را آزمایش میکند و هم شخصیت اصلی را، و داستانش را هم با رویکردی بسیار ظریف تعریف میکند که چندان بیریط به وضعی کنونی Konami هم نیست، وضعیتی که خود کونامی هنوز هم از آن درس نگرفته.