15 بازی مدرن بسیار سخت که حتما باید تجربه کنید

15 بازی مدرن بسیار سخت که حتما باید تجربه کنید

مصطفی محدث مصطفی محدث
5 سال و 4 ماه و 21 روز پیش

در روزهای اولیه بازی‌های ویدیویی، دستگاه‌های بزرگ بازی‌های آرکید بسیار محبوب بودند و تنها از طریق انداختن سکه درون دستگاه می‌شد بازی را ادامه داد یا یک راند دیگر را شروع کرد. بازی‌ها در آن دوران، بسیار سخت بودند تا بازیکن مجبور به پرداخت پول بیشتر شود. وقتی که اولین کنسول‌های خانگی عرضه شدند، سختی بازی‌ها همچنان نسبتا بالا بود که البته این بار، دلیل آن را می‌شد محدودیت‌های فنی از طرفی و البته از طرفی دیگر، ذهن خلاق سازندگان آن‌ها دانست.

با پیشرفت فنی و روایتی بازی‌های ویدیویی در دوران مدرن، دسترسی به آن‌ها راحت‌تر و بهتر شد و دلیل آن هم وجود راهنمایی‌ها و بخش‌های آموزشی درون بازی و چندین درجه سختی مختلف بود. بخش‌های سینماتیک و صحنه‌های غیرتعاملی بازی‌ها هم بالا رفت و به جای گیم‌پلی، تمرکز و توجه بیشتری سمت داستان و شیوه روایت بازی‌ها خرج شد. با این حال، بازی‌های مدرن زیادی وجود دارند که شما را به چالش می‌کشند و نیازمند دقت شدید، مهارت حل معما، استقامت و حتی تمایل و اراده قوی برای پیروزی هستند. در این مقاله، 15 بازی مدرن بسیار سخت و چالشی را بررسی خواهیم کرد.

15. بازی The Witness

یکی از هوشمندانه‌ترین و منحصربه‌فردترین بازی‌های پازلی سال‌های اخیر، بازی The Witness بوده است. با جلو رفتن در جزیره متروکه این بازی، با پازل‌های متفاوت منطق‌محوری مواجه می‌شوید که تنها هدفتان در آن‌ها، رسیدن از نقطه A به نقطه B از طریق یک خط است. اما چیزی که بازی The Witness را سخت می‌کند، تعداد عظیم پازل‌ها و همچنین، نیازمندی‌های لازم برای حل هر پازل است. «قوانین» مختلفی برای یادگیری و استفاده از آن‌ها در پازل‌های مختلف وجود دارد که برای کشف رازهای جهان بازی، به آن‌ها نیاز دارید. پازل‌های مختلف درون جزیره، بر اساس عناصری که در پازل‌های قبلی حل کرده‌اید، پیچیده‌تر می‌شوند. برای حل بعضی از پازل‌ها، باید چشم تیزبینی داشته باشید و حل بعضی دیگر، نیازمند تفکر خلاقانه است. هر پازلی که با آن مواجه می‌شوید، مثل یادگیری یک زبان کاملا جدید است.

14. بازی Monster Hunter: World

به عنوان یکی از عناوین بسیار پرفروش سال گذشته، بازی Monster Hunter: World توانست که سریعا به پرفروش‌ترین بازی در تاریخ کپکام تبدیل شود. یکی از مهم‌ترین عوامل این اتفاق این بود که بازی بر خلاف نسخه‌های پیچیده و دیرفهم پیشین، برای بازیکنان جدید راحت‌تر و قابل‌دسترسی‌تر بود. البته با این حال، بازیکن‌های جدید هم خیلی زود متوجه شدند که با یک بازی ساده هک اند اسلش مواجه نیستند و بازی، بسیار سخت‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کردند. مبارزه نیازمند درک عمیق و دقیق تعداد هیولاهایی است که با آن‌ها روبه‌رو خواهید شد: هر هیولا، الگوی حمله خاص خود را دارد و برای شکست دادن آن، باید این الگو را دقیق بدانید. درک و فهمیدن تفاوت‌ها و قابلیت‌های 14 اسلحه موجود در اختیار شما نیز یکی دیگر از چالش‌های بازی است. هر کدام از این سلاح‌ها، استایل مبارزه و حرکات خاص خود را دارند و تغییر یک اسلحه، کاملا می‌تواند به معنای تغییر نحوه مبارزه با یک هیولا باشد. به طور کلی، 48 هیولای خاص در بازی Monster Hunter: World وجود دارد که مبارزه و شکست دادن تمام آن‌ها، نیازمند ساعت‌ها تمرین و آماده‌سازی است.

13. بازی XCOM 2

در بازی XCOM 2 (و نسخه پیشین آن یعنی بازی XCOM: Enemy Unknown)، شما کنترل تیمی از سربازهای نظامی را بر عهده می‌گیرید که به دنبال از بین بردن یک نژاد فضایی خطرناک هستند. هوش مصنوعی دشمنان، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های سختی بازی است و اشتباهات بازیکن نیز باید به کم‌ترین میزان ممکن خود برسد. وقتی یکی از سربازهای شما بمیرد، هیچ راه برگشتی برای او وجود ندارد. در نسخه دوم بازی، میدان‌های جنگ پر از فناوری‌های آینده‌نگرانه، سلاح‌ها و قابلیت‌های مختلف است، اما با این حال، از دست دادن سربازی که ساعت‌ها وقت صرف شخصی‌سازی و ارتقای قابلیت‌های او کرده‌اید، می‌تواند واقعا سخت باشد. در این مواقع، بسیاری از بازیکن‌ها مرحله را دوباره شروع می‌کنند تا مطمئن شوند که تمام سربازانشان زنده بمانند. البته که این نوع بازی کردن هیچ ایرادی ندارد، اما با اتمام هر ماموریت به این شکل، سختی بازی بیشتر و بیشتر می‌شود چون شما هیچ اشتباه و سرباز مرده‌ای نداشته‌اید. «جیک سالامون» (Jake Solomon)، طراح بازی می‌گوید که در مراحل تست بازی، بسیاری از افراد گفتند که کمپین اولیه بازی بسیار آسان بوده است. به همین خاطر، آن‌ها سختی بازی را افزایش دادند و حالت پیش‌فرض بازی را روی سختی Rookie گذاشتند. به همین خاطر، اگر اولین بار است که می‌خواهید حالت پیش‌فرض Veteran را امتحان کنید، با چالش بزرگی مواجه خواهید شدید!

12. بازی VVVVVV

در بازی VVVVVV، شما کنترل «کاپیتان ویریدیان» (Captain Viridian) را بر عهده می‌گیرید و باید از مراحلی که پوشیده از تیغ‌ها و دیگر موانع خطرناک هستند، رد شوید تا بتوانید اعضای گم‌شده سفینه خود را پیدا کنید. مکانیسم جالب بازی این است که در واقع، چیزی به اسم «پریدن» وجود ندارد، بلکه در عوض، باید جاذبه را نوعی عوض کنید تا بتوانید بین کف و سقف یک مرحله، در حال حرکت باشید. این مکانیسم باعث به وجود آمدن سناریوهای پیچیده‌ای می‌شود که البته نیازمند تصمیم‌گیری سریع و دقیق شما نیز خواهند بود. به غیر از نجات هم‌سفینه‌ای‌های گم‌شده‌تان، جوایز انتخابی دیگری در مراحل وجود دارند که به دست آوردن آن‌ها، چالش‌های بیشتر و بزرگ‌تری را به وجود می‌آورند. یکی از سخت‌ترین مناطق بازی، «Doing Things The Hard Way» نام دارد که صدها بار مردن در آن، اصلا چیز عجیب و غریبی نیست و تقریبا، تمام بازیکنان بازی آن را تجربه کرده‌اند!

11. بازی Wolfenstein II: The New Colossus

یکی از حس‌هایی که در بازی Wolfenstein II: The New Colossus بسیار تجربه خواهید کرد، این است که انگار دشمنان در تمام لحظات می‌دانند که شما کجا هستید. در بسیاری از موارد، حتی معلوم نیست که آن‌ها از چه سمتی در حال تیراندازی به شما هستند. درجه‌های سخت‌تر بازی نیز میزان چالش شما را چندین و چند برابر می‌کنند چون هم میزان جان شما کم‌تر می‌شود و هم میزان صدمه‌ای که به دشمنان وارد می‌کنید. سخت‌ترین مود بازی نیز Mein Leben نام دارد که اگر می‌خواهید آن را تجربه کنید، امیدواریم که بتوانید اعصاب راحتی داشته باشید! در این مود، شما فقط یک جان برای پشت سر گذاشتن کل کمپین بازی دارید. تنها 0.1 درصد بازیکن‌هایی که بازی را تجربه کرده‌اند، توانسته‌اند این دستاورد بزرگ را کسب کنند.

10. بازی Spelunky

به عنوان یک پلتفرمر گشت‌وگذار محور، بازی Spelunky بسیار سخت است! هدف شما پیدا کردن گنج و گذشتن از غارهای خطرناک و پر از دشمنان و موانع است. آن چه که بازی Spelunky را خیلی سخت می‌کند، ساخته شدن تصادفی مراحل و البته، طمع شما به عنوان بازیکن است! به عنوان مثال، به پایان یک مرحله نزدیک شده‌اید و می‌توانید به غار بعدی بروید، اما یک صندوق گنج در همان نزدیکی قرار دارد. اگر بمیرید، همه‌چیز را از دست می‌دهید و باید دوباره از نو شروع کنید. محدودیت زمانی مراحل نیز قطعا با اعصاب شما بازی خواهد کرد و کاری می‌کند که همیشه در حال حرکت باشید. اگر تایمر به صفر برسد، یک روح وارد مرحله می‌شود و به سراغتان می‌آید و با لمس شما، بازی را می‌بازید و مجبور به شروع دوباره می‌شوید. دشمنان و محیط هر مراحل نیز بسیار سخت هستند، اما با هر بار مرگ در بازی، اطلاعات و تجربه بیشتری درباره راند بعدی خواهید داشت.

9. بازی Celeste

«مدلین» (Madeline)، دختر جوان و شخصیت اصلی بازی Celeste است که می‌خواهد از کوه بلندی بالا برود و در این مسیر، باید با مشکلات روحی و سلامت روانی خود نیز دست‌وپنجه نرم کند. گیم‌پلی بازی Celeste به عنوان یک پلتفرمر بسیار سخت، از مراحل تک صفحه‌ای تشکیل شده است. دقت بالا برای پشت سر گذاشتن هر مرحله و پازل، مخصوصا در اواخر بازی که سختی آن بسیار بالاتر می‌رود، چیزی است که این بازی را به یکی از سخت‌ترین پلتفرمرهای چند سال اخیر تبدیل کرده است. با حل هر پازل، مهارت شما بالاتر می‌رود و البته، سختی بازی هم بیشتر می‌شود. میزان سختی آن شبیه به یک مسیر شیب‌دار نسبتا معتدل است که با هر مرحله، شما را به بیرون آمدن از منطقه امن خود تشویق می‌کند. در هر مرحله، توت‌فرنگی‌هایی نیز وجود دارد که می‌توانید آن‌ها را به دست بیاورید و البته برای انجام این کار، باید چالش‌ها و موانع بیشتری را حل کنید. با اتمام بخش داستانی، مود B-Sides باز می‌شود که مراحل بسیار سخت‌تری از قسمت داستانی دارد. با اتمام این بخش، مود C-Sides باز خواهد شد که اتمام آن‌ها تقریبا غیرممکن است!

8. بازی Dead Cells

بازی Dead Cells شاید در اولین نگاه، یک بازی روگ‌لایک با مراحل ساخته‌شده تصادفی دیگر به نظر بیاید، اما بعد از صرف کمی زمان با بازی، متوجه خواهید شد که این عنوان، از ویژگی‌های متمایزکننده و متفاوت بسیاری نسبت به دیگر بازی‌های مشابه بهره می‌برد. گیم‌پلی بازی شامل گشت‌وگذار در راه‌های به‌ هم متصل بسیار و جمع کردن آیتم‌ها و تجهیزات مختلف و البته، کشتن دشمنانی که سر راه شما قرار می‌گیرند، می‌شود. عناصر مترویدونیای بسیاری در بازی وجود دارد. با پیشروی در بازی، می‌توانید Brutality، Tactics یا Survival خود را ارتقا دهید؛ جان و میزان صدمه‌ای که با هر نوع سلاح وارد می‌کنید، به این المان‌ها بستگی دارد. دشمنان بازی بسیار سخت هستند و معمولا، به شکل گروهی به شما حمله می‌کنند. آیتم‌های مربوط به جان و سلامتی هم بسیار کم پیدا می‌شوند که البته با ارتقای موارد مختلف، می‌توانید دسترسی بیشتری به آن‌ها داشته باشید، اما حداقل در ابتدای بازی، قهرمان شما بسیار شکننده و ضربه‌پذیر است. باس‌فایت‌های بازی نیز مهارت و توانایی‌های شما را به چالش می‌کشند و شکست دادن آن‌ها، نیازمند دقت، تجهیزات و سلاح‌های قوی و البته اراده‌ای مستحکم و مصمم است!

7. بازی Darkest Dungeon

بازی Darkest Dungeon یک عنوان دخمه‌گردی است که در آن، شما کنترل گروهی از ماجراجویان را بر عهده می‌گیرید؛ هدف شما، بیرون کردن نیروهای اهریمنی و کشنده‌ای است که در عمارت خانوادگی و دهکده شما قرار گرفته‌اند. هر سیاه‌چاله یا دخمه‌ای که وارد می‌شوید، به شکل تصادفی ساخته و از تله‌ها و آیتم‌های قابل‌جمع‌آوری مختلفی تشکیل شده است. در هر کدام از آن‌ها، با گروه‌های بزرگ و کشنده‌ای از دشمنان مختلف مواجه می‌شوید. خلاقیت این بازی، وجود نور به عنوان یک مکانیسم گیم‌پلی است. با پیشروی در هر سیاه‌چاله، نور شعله شما کم‌تر و کم‌تر می‌شود و اگر مشعل‌های بیشتری از قبل نیاورده باشید، باید ادامه آن مرحله را در تاریکی بگذرانید. با کم‌تر شدن نور، تیم شما ضعیف‌تر می‌شود، اما جوایز و پاداش‌هایی که پس از کشتن هر گروه از دشمنان به دست می‌آورید نیز بیشتر و باارزش‌تر خواهند شد. آیا به ماجراجویی خطرناک و پیشروی در سیاهچاله با هدف پیدا کردن جوایز و آیتم‌های بیشتر و کشتن دشمنان ادامه می‌دهید یا با دست خالی، به دهکده برمی‌گردید و تیم خود را تقویت می‌کنید؟

6. بازی The Binding of Isaac

«ادموند مک‌میلن» (Edmund McMillen) که بازی Super Meat Boy را هم در کارنامه خود دارد، خالق و توسعه‌دهنده بازی The Binding of Isaac نیز محسوب می‌شود. این بازی هم یک عنوان دخمه‌گردی top-down روگ‌لایک است که کوچک‌ترین بخشندگی و رحمی از خود نشان نمی‌دهد! شما کنترل «آیزاک» (Isaac) را بر عهده دارید. پسر کوچکی که مادرش، تمام دارایی‌های او را با هدف محافظت از جهان بیرون، از او گرفته است. بازی در زیرزمین خانه که آیزاک در آن زندانی است، شروع می‌شود و به اتاق‌های مختلفی منتهی می‌شود که پر از آیتم‌ها، رازها و راه‌های مخفی و البته، دشمنان مختلف است. تقریبا 200 نوع دشمن متفاوت در بازی وجود دارد و هر کدام از آن‌ها، الگوی حمله مخصوص خود را دارند. نزدیک به 550 آیتم مختلف نیز در بازی مشاهده شده است که اکثر آن‌ها، خاصیت‌های مثبتی دارند و می‌توانند بازی را کمی راحت کنند. البته برخی آیتم‌ها نیز قدرت برعکس دارند و باعث سخت‌تر شدن بازی می‌شوند.

5. بازی Enter The Gungeon

اولین پروژه استودیو Dodge Roll Games، بازی Enter The Gungeon بود. هدف شما در این بازی، پشت سر گذاشتن مراحل ایجادشده تصادفی و از بین بردن موج‌های وسیعی از دشمنان با انواع و اقسام سلاح‌های گرم است. با پیشروی در بازی، دشمن‌ها سخت‌تر و قوی‌تر می‌شوند و آیتم‌ها و منابع نیز محدودتر. دقت و مهارت در جاخالی دادن و استفاده هوشمندانه از کاورها، تنها رمز موفقیت در مراحل سخت‌تر بازی است. بیش از 200 سلاح در بازی وجود دارد که هر کدام، قابلیت و نحوه تیراندازی خاص خود را دارند. با جان محدود و دشمنان بی‌شمار و بسیار سختی که در بازی وجود دارد، باید هر چه سریع‌تر قابلیت‌های تفنگ‌های خود را بلد شوید تا بتوانید به موفقیت برسید.

4. بازی Super Meat Boy

بازی Super Meat Boy، دنباله‌ای برای یک بازی فلش در سال 2008 به اسم Meat Boy بود که در سال 2010 عرضه شد و از همان ابتدا، به خاطر سختی بیش از حدی که داشت، بین بازیکن‌ها معروف شد. در این بازی، کنترل یک تکه گوشت را بر عهده می‌گیرید که به دنبال دوستش و نجات او است. بازی در مراحل اولیه خود، شبیه به یک پلتفرمر ساده به نظر می‌رسد و با اتمام هر مرحله، مکانیسم‌ها و عناصر جدیدی معرفی می‌شوند. اما وقتی که این بخش تقریبا آموزشی را تمام می‌کنید و با کنترل‌های بازی آشنا می‌شوید، ناگهان انواع و اقسام تله‌ها و موانع مرگبار به مراحل اضافه می‌شوند. اتمام بازی، نیازمند صبر و دقت بسیار بالایی است. اگر به دنبال چالش بیشتری هستید، می‌توانید بخش‌های Dark World مراحل را تجربه کنید که سختی آن‌ها مثال‌زدنی است و واقعا، آزمونی برای سلامتی اعصاب و روان شما است!

3. بازی Cuphead

در ظاهر، بازی Cuphead شبیه به یک عنوان ساده و کارتونی به نظر می‌رسد که با الهام از روزهای ابتدایی کارتون‌های تلویزیونی ساخته شده است. البته که پس از چند دقیقه تجربه بازی، متوجه می‌شوید که بازی بر خلاف کارتون‌های قدیمی، اصلا آرامش‌بخش و راحت نیست! گیم‌پلی بازی ترکیبی از عناصر پلتفرمر و تیراندازی سریع با باس‌فایت‌های بسیار سخت و متنوع است که پشت سر گذاشتن موفقیت‌آمیز هر کدام از آن‌ها، نیازمند آزمون و خطاهای بسیاری است.

2. بازی Nioh

از عبارت «Soulsborne» برای توصیف بازی‌هایی استفاده می‌شود که با الهام از میزان سختی مجموعه بازی‌های استودیو From Software ساخته شده‌اند. بسیاری از این عناوین، تجربه‌های بدون خلاقیت و مکانیسم‌های نوآورانه‌ای هستند که می‌خواهند از میزان محبوبیت بازی‌های روگ‌لایک، استفاده کنند. بازی Nioh، قطعا در دسته این بازی‌ها قرار نمی‌گیرد. این بازی به خاطر شیوه مبارزات تهاجمی‌تر و باس‌فایت‌های بسیار جذاب و حتی حماسی خود، توانسته است که راه متفاوتی نسبت به عناوین مشابه این ژانر در پیش بگیرد و طرفداران متعصب و سرسخت خود را دارد. شخصیت اصلی بازی، توانایی عوض کردن نحوه ایستادن و حمله کردن خود را دارد و می‌تواند در سه حالت Low Stance، Mid Stance و High Stance قرار گیرد. هر کدام از این سه حالت، ویژگی‌های خاص تهاجمی و دفاعی خود را دارند و مدیریت درست بین آن‌ها و پیدا کردن لحظه مناسب برای دشمنان است که کلید موفقیت در هر مبارزه محسوب می‌شود. داستان بسیار جذاب و مکانیسم‌های متعدد دیگری که بازی به این ژانر معرفی کرده است، باعث متمایز شدن Nioh شده است.

1. بازی Dark Souls/ بازی Bloodborne/ بازی Sekiro: Shadows Die Twice

البته که بازی‌های به شدت سخت From Software در صدر چنین لیستی قرار دارند! این استودیو در طول دهه گذشته، بارها و بارها تجربه‌های غنی، به‌یادماندنی و سختی ارائه داد و توانست، این ژانر را از آن خود کند. از اولین پروژه آن‌ها در این مسیر یعنی بازی Demon’s Souls تا مجموعه Dark Souls و بازی Bloodborne و جدیدترین اثرشان یعنی بازی Sekiro، بازی‌های From Software به بازیکن‌ها یاد داد که چطور بهتر شوند و از هر شکست، درس بگیرند. هر مبارزه، شبیه به یک پازل سخت است که برای حل آن، باید دقت و صبر و تحملی فولادین داشته باشید. بسیاری از بازیکن‌های بی‌تجربه در این بازی‌ها، ممکن است بخواهند با زدن پی در پی دکمه‌ها، دشمنان خود را از بین ببرند که این کار، نتیجه‌ای جز کشته شدن و شروع دوباره مبارزه نخواهد داشت. با این حال، هر بار که در بازی می‌میرید، تجربه بیشتری کسب می‌کنید و با امید بیشتری به سراغ باس‌فایت‌ها و دشمنان منتهی به آن‌ها می‌روید.

 

برچسب ها: 10 برتر
0 نفر این پست را پسندیده اند. این مطلب را به اشتراک بگذارید:
مطالب مشابه
مشاهده موارد بیشتر
نظر کاربران
برای ارسال دیدگاه ابتدا باید وارد شوید.