اگر بخواهیم بهترین عناوین عرضه شده برای پلتفرم رایانههای شخصی را در طی دو دهه گذشته دستهبندی کنیم قطعا کار مشکلی را پیشروی خواهیم داشت، پلتفرم رایانههای شخصی به دلیل پشتبیانی ذاتی از قابلیت اجرای عناوین عرضه شده در نسلهای گذشته (Backward Compatibility) توانسته است تا لیستی بلند بالا از عناوین شاخص و فاخر تمامی دوران را در آرشیو خود جای دهد و بازیکنان نیز میتوانند بهراحتی به اغلب این عناوین در هرلحظه دسترسی داشته باشند، و برای همین موضوع تقریبا پلتفرم اول تمامی علاقهمندان به بازیهای ویدیویی یک کامپیوتر گیمینگ است.
کاربران پلتفرم رایانههای شخصی در اکثر اوقات این امکان را دارند تا عناوین را با جلوههای بصری بهمراتب بهتر و ارجحتر از کنسولهای بازی تجربه کنند، زیرا آزادی عمل در شخصیسازی و انتخاب قطعات سختافزاری در این پلتفرم هیچ محدودیتی ندارد و مخاطبان میتوانند متناسب با پیشرفت تکنولوژی همواره کامپیوتر گیمینگ خود را نیز دچار تغییر و تحول سازند و هیچگاه از آخرین متدها و قابلیتهای تعبیه شده در عناوین بازی بروز، بدون بهره نمانند. اما اگر شما بهتازگی قصد ورود به جهان بازیهای ویدویی را دارید و یا قصد دارید پلتفرم خود را تعویض کنید، باید چه عناوینی را در همان ابتدا تجربه کنید؟

ما برای مرتفع ساختن این دغدغه فکری تازهواردان به دنیای بازیهای ویدویی لیستی را تهیه کردیم که در آن عناوین شاخص و تحسین شده مختلفی در انواع سبکهای مختلف گنجانده شدهاند. تنوع عناوین بهمیزانی درنظر گرفته شده که اگر شما حتی قصد ورود به عرصه عناوین واقعیت مجازی را نیز درسر دارید میتوانید از عناوین پیشنهاد شده در این لیست نهایت استفاده را ببرید. همچنین سعی شده است تا در این مطلب تا حد امکان از بازیهای بروز و با ویژگیهای بصری چشمنواز نام برده شود تا اولین تجربه مخاطبان در این پلتفرم بدون مشکل و با بالاترین استانداردهای گرافیکی باشد.
بازی Control

اگر پیچش داستانی و شخصیتپردازیهای ظریف بازی Alan Wake را با گیمپلی ساختارشکنانه بازی Quantum Break تلفیق کنید، نتیجه آن بازی Control خواهد بود. داستان این بازی روایتگر ماجرای جسی فیدن است که درحال جست و جو برای برادر گمشده خود است، گیمپلی بازی بهقدری با مرزهای واقعیت و رویا درحال نبرد است که بازیکنان همیشه خود را در میان برزخی از واقعیت و خیال پیدا میکنند. درواقع مخاطبانی که درگذشته علاقهمند به سریالهایی نظیر The X-Files و Supernatural بودند همواره میتوانند از نحوه روایت داستان این بازی نهایت لذت را ببرند.
و اگر بخواهیم از گیمپلی بازی نیز تعریف مشخصی ارائه کنیم میتوانیم بگوییم که در بازی Control هیچ چیز از پیش تعیین شده نیست و بازیکنان میتوانند در نبردهای خود از هرنوع المان حاضر در بازی بهسود خود برای پیروزی استفاده کنند. در ساختار گیمپلی بازی قوانین فیزیک دراختیار شخصیت اصلی درآمدهاند و شما میتوانید با استفاده از آنها زمین و زمان را بردشمنان خود آوار کنید. از نظر جلوههای بصری و گرافیکی نیز این بازی جزو معدود عناوینی محسوب میشود که درحال حاضر از تکنولوژی رهگیری پرتو پشتیبانی میکند و آن دسته از مخاطبانی که صاحب یک پردازنده گرافیکی قوی و از سری RTX هستند میتوانند با فعال کردن این قابلیت بازی Control را در نهایت پتانسیل خود تجربه کنند.
بازی Doom Eternal

اگر موفقیتهای چشمگیر نسخه گذشته از بازی Doom را که در سال ۲۰۱۶ به بازار عرضه شد در نظر بگیریم، متوجه میشویم که استودیو id Software میتوانست تنها با اضافه کردن تغییراتی اندک به گیمپلی و جلوههای بصری بازی دوباره عنوانی موفق را بازار عرضه کند، اما در حقیقت محصولی که بازیکنان در نهایت با آن رو به رو شدند از زمین تا آسمان با نسخه گذشته بازی متفاوت است.
تصمیمی که در استودیو سازنده بازی اتخاذ شد باعث شد که ما درحال حاضر با یکی از هیجانانگیزترین و دیوانهوارترین بازیهای سال ۲۰۲۰ مواجه باشیم. بازی Doom Eternal با کمک گرفتن از ساختار اصلی نسخه قبلی، توانسته است تا در تمامی جهات بازی بهبودهای چشمگیری را بهوجود آورد بهصورتی بازیکنان در بازی قادر هستند تا نبردهای جنون آمیز و خونآلودی همانند بازی Doom 2 را دوباره و بعد از گذشت بیش از ۱۵ سال تجربه کنند، همچنین شخصیسازی و گزینههای انتخابی موجود در بخش سلاحهای بازی که همواره مورد سرزنش منتقدان بود دیگر بهنقطه قوت بازی تبدیل شده است و ما در بازی Doom Eternal شاهد حضور بهترین سلاحهای حاضر درمیان تمامی نسخههای گذشته این فرانچایز هستیم.
طراحی مراحل بازی نیز با خلاقیت بالایی انجام شده است. دیگر بازیکنان امکان این را دارند که بعد از بازگشت از سیاره نفرین شده مریخ به کره زمین وارد شوند و تاثیر ویرانیهای رخ داده را مشاهده کنند. بازی Doom Eternal یکی از بهترین گزینهها برای آن دسته از مخاطبانی است که دارای سیستمی میانرده و با مشخصات سختافزاری متوسط هستند، این بازی باتوجه به بهینه بودن میتواند یک تجربه کاملا پایدار و باکیفیت را برای بازیکنان مهیا کند و این درحالی است که شما حتی لازم نیست با تنظیمات گرافیکی بازی بهصورت سختگیرانه کلنجار بروید.
بازی Resident Evil 7: Biohazard

اکثر مخاطبان و هواداران قدیمی سری بازیهایResident Evil بعد از عرضه نسخه ششم این مجموعه و تبدیل شدن این فرانچایز بهیک عنوان کاملا اکشن از آینده این بازیها ناامید شدند و تصمیم گرفتند تا بهدنبال عناوین وحشت و بقای دیگری بروند. اما کپکام در طی یک تصمیم خردمندانه باعث شد تا سری بازیهای Resident Evil برای باری دیگر احیا شود. بازی Resident Evil 7 توانست با پدیدآوردن دوباره یک تجربه وحشت و بقای حقیقی درکنار رونمایی از موتور گرافیکی جدید این شرکت، طرفدران قدیمی این سری بازیها را از هرنظر شگفتزده کند.
همچنین برای اولین بار در میان عناوین عرضه شده در این فرانچایز شاهد تعبیه شدن زاویه دید اول شخص برای کنترل شخصیت اصلی داستان هستیم که در کنار تنوع بخشیدن به ذائقه بازیکنان این فرانچایز، توانست تا اتمسفر یک خانه مخروبه شیطانزده را هرچه بیشتر و بهتر بهبازیکنان تلقین کند. در زمینه داستانی نیز بازی Resident Evil 7: Biohazard با ارائه یک روایت جالب و اسرارآمیز از خانوادهای مرموز توانست تا خاطرات عناوین نخست این فرانچایز را در ذهن مخاطبان دوباره زنده کند. در بازی میتوان رگههای عناوین جاودانهای نظیر بازی P.T. که هیچگاه بهمرحله تولید نرسید و بازی Alien: Isolation را بهوضوح مشاهده کرد. اگر شما نیز این دو بازی ذکر شده را بهیاد داشته باشید متوجه خواهید شد که روند گیمپلی بازی بهچه صورت خواهد بود، شما در بازی برای بخش عظیمی از داستان هیچگونه سلاح کشندهای را دراختیار نخواهید داشت و دراکثر مواقع تنها وظیفه بازیکن فرار و گریختن از سوی شیاطین رخنه کرده در این منزل مخروبه است.
در بازی Resident Evil 7: Biohazard اگرچه شخصیتهای محبوب و قدیمی این فرانچایز حضور ندارند و ما شاهد معرفی شخصیتهای جدید هستیم، اما با این وجود بازی توانسته است تا از این اتفاق نهایت استفاده را ببرد و روایت داستانی بازی را از دیدگاه یک فرد معمولی و بدون هیچگونه آشنایی قبلی با وقایع رخ داده بهنمایش درآورد. بازی Resident Evil 7: Biohazard نیز جزو آن دسته از عناوین محسوب میشود که در بهینهترین حالت ممکن، برای پلتفرم رایانههای شخصی منتشر شده است و برای تجربه این عنوان مخاطبان نیاز به داشتن ویژگیهای سختافزاری خاصی نخواهند بود.

بازی The Witcher 3
بازی The Witcher 3 را میتوان بهجرأت بهترین عنوان منتشر شده در سبک Open-World RPG دانست که در دهه ۲۰۱۰ میلادی بهبازار عرضه شده است. با این وجود که از انتشار این بازی در حدود پنج سال میگذرد اما جلوههای گرافیکی این بازی همچنان زیبایی خود را از دست ندادهاند و بازی از استانداردهای بالایی در زمینه جلوههای بصری برخوردار است.
در این عنوان بازیکنان از همان ابتدا با داستانسرایی قوی و پرجزییات بازی آشنا خواهند شد و همچنین سیستم نبردها و کنترل بازی تا حد ممکن ساده و موثر پیادهسازی شده است تا تمامی بازیکنان بتوانند از این عنوان لذت ببرند. در بازی هر تصمیم و یا هر عمل شما میتواند در آخر سرنوشت داستان را تغییر دهد پس همین موضوع باعث خواهد شد تا شما چندین بار بازی را بهاتمام برسانید و تمامی پایانبندیهای بازی را تجربه کنید. اگرچه بازی The Witcher 3 در زمان عرضه یک عنوان حجیم و آیندهنگرانه از لحاظ جلوههای گرافیکی بود اما با گذر زمان و بهینهتر شدن این بازی برای کارتهای گرافیک مختلف، علاقهمندان میتوانند با اکثر سیستمهای گیمینگ خود از تجربه این بازی لذت ببرند. اما باید درنظر داشته باشید که اگر مشخصات کامپیوتر شما در سطح پایینی قرار دارد امکان اینکه بازی با میزان فریمی پایین اجرا شود زیاد است.
بازی Beat Saber

بازی Beat Saber یکی از معدود ایدههای خلاقانهای در زمینه عناوین واقعیت مجازی است که بیشترین استفاده را از پتانسیلهای این فناوری برده است. شما در بازی قادر خواهید بود تا شمشیری مجازی که نام آن بهصورت غیر رسمی lightsaber است، درست همانند سری فیلمهای Star Wars در اختیار داشته باشید.
سپس تنها کاری که شما باید انجام دهید حرکت دادن شمشیر خود به سمت جعبههای رنگی است که بهسرعت بهسمت شما روانه خواهد شد، و تمامی این اتفاقات درحالی روی خواهد داد که شما یک موسیقی را برای این بازی ارسال میکنید، زمانی که این موسیقی پخش میشود جعبهها همانند ملودیهای نوشته شده با سرعت و ریتم ترانه درحال پخش بهسمت شما خواهند آمد که این قابلیت لذت بازی را دو چندان میسازد. درحال حاضر آرشیو موسیقیهای موجود در بازی Beat Saber روزانه درحال افزایش هستند و باتوجه به موفقیتهای چشمگیر بازی انتظار میرود که بهزودی این عنوان بتواند اکثر ترانههای معروف موسیقی جهان را به این بازی بیافزاید.
بازی Red Dead Redemption 2

جدیدترین اثر شرکت راکاستار توانست تا در سال ۲۰۱۸ بهیکی از بهترین عناوین عرضه شده در آن سال تبدیل شود، موفقیتهای این بازی تا حدی فشارها را روی راکاستار افزایش داد که در نهایت این استودیو حاضر شد تا این اثر بیاد ماندنی را درسال ۲۰۱۹ برای پلتفرم رایانههای شخصی نیز عرضه کند.
شاید اگر بخواهیم بهنکات مثبت و خاطرهانگیز این بازی اشاره کنیم نتوانیم آنها را در این چند جمله خلاصه کنیم اما شما با تجربه این بازی قطعا میتوانید شاهد زیباترین و پیچیدهترین تکنیکهای گرافیکی و بصری در این بازی باشید. داستان بازی بهواسطه شخصیتپردازیهای بینقص راکاستار و اضافه شدن گزینه ارتباط اجتماعی با NPCهای موجود در بازی باعث شده است که شبیهسازی یک دنیای بیرحم و بدون قانون غربی بهزیبایی بهنمایش درآید.
همچنین اگرچه گیمپلی بازی تا حد زیادی مشابه با دیگر عناوین ساخته شده توسط راکاستار در سالهای اخیر بهحساب میآید اما این موضوع قطعا نمیتواند نقطه ضعفی برای این اثر بهحساب آید، زیرا این سیستم در حدود ۱۰ سال است که توسط راکاستار در عناوین مختلف این شرکت بهکار میرود و همواره درحال بروزرسانی و پیشرفتهتر شدن است پس تعویض آن یک تصمیم غیر منطقی بهشمار میآید. یکی دیگر از مواردی که تجربه و پیشنهاد این بازی را آسان کرده است مدت زمان مورد نیاز برای بهپایان رساندن بازی است، بهصورتیکه بازیکنان برای بهسرانجام رساندن بازی میبایست تا در حدود ۶۰ ساعت بهگشت و گذار در جهان طبیعی و پر از ماجرای این نسخه از بازی بپردازند.
در کنار ماموریتهای اصلی، بازی به شما تعداد نامحدودی فعالیتها و وظایف فرعی را محول خواهد کرد که اگر شما مایل بهانجام آنها باشید میتوانید برای مدتها خود مشغول زندگی در دنیای بازی Red Dead Redemption 2 درنظر بگیرید. قابل ذکر است که بازیکنان برای اجرای این بازی میبایست تا سیستمی نسبتا میانرده و رو به بالا را در اختیار داشته باشند پس اگر شما نیز خود را برای ورود بهدنیای غرب وحشی آماده میبینید قطعا درنگ نکنید.
بازی Call Of Duty: Modern Warfare

باید بگوییم اگر شما درحال حاضر بهدنبال یک عنوان اکشن و تیراندازی با اتمسفری نظامی و واقعگرایانه هستید قطعا پیشنهاد ما به شما بازی Call Of Duty: Modern Warfare خواهد بود. این بازی که در پاییز سال گذشته میلادی به بازار عرضه شد توانست تا یکی از موفقترین عناوین فرانچایز Call Of Duty در سالهای گذشته نام گیرد. آوازه این اثر بهمیزانی درمیان عاشقان این عناوین فراگیر شده است که بازی Call Of Duty: Modern Warfare را میتوان یک عنوان انقلابی در سبک بازیهای تیراندازی سوم شخص دانست.
بعد از انتظارات طولانی مخاطبان بازیهای شوتر بالاخره استودیو پرافتخار اینفینتیوارد تصمیم گرفت تا یک عنوان جدید را از فرانچایز Modern Warfare توسعه دهد. البته باید بگوییم که قطعا این صبر هواداران نتایج خود را در اثر بینقص استودیو اینفینیتیوارد بهنمایش گذاشته است زیرا اعضای این استودیو توانستند تا با دراختیار داشتن زمانی کافی به تولید و توسعه موتور گرافیکی جدیدی بپردازد که درحال حاضر یکی از مقتدرترین و کارآمدترین موتورهای گرافیکی بهحساب میآید. داستان این نسخه از بازی نیز همانند عناوین گذشته نمایانگر خلق و خوی بیرحم و جهان جنگاوری پیشرفته است. باید گفت که بازی در بهنمایش درآوردن خشونتها و میزان وقاحت عملیات تروریستی درون بازی هیچگونه محدودیتی را قائل نشده است و بازیکنان میتوانند بدون هیچ فیلتری به نتایج وحشتآور اینگونه وقایع تروریستی واقف شوند.
همانگونه که گفته شد در این نسخه از بازی برای اولینبار شاهد عملکرد جدیدترین موتور گرافیکی استودیو اینفینتیوارد هستیم که توانسته است شگفتیهای زیادی را بهوجود بیاورد، بهواسطه قدرت بالای این موتور گرافیکی، حال دیگر انیمیشن و طراحی سربازان بسیار واقعگرایانه است و همچنین اسلحههای مختلف دربازی بهدقیقترین شکل ممکن شبیهسازی شدهاند. تجربه بازی Call Of Duty: Modern Warfare برای اکثر بازیکنان بهواسطه بهینهسازی خوب استودیو سازنده امکانپذیر شده است و توصیه میشود اگر شما نیز مدتها است از تجربه یک عنوان شوتر سوم شخص بیبهره بودهاید حتما به تجربه این اثر فاخر بنشینید.
بازی Heavy Rain

باتوجه به قراردادهای تجاری جدید سونی با شرکت Epic Games حال دیگر مخاطبان پتلفرم رایانههای شخصی نیز میتوانند به برترین آثار عرضه شده برای کنسول پلیاستیشن 4 دسترسی داشته باشند. در نتیجه این قرارداد یکی از اولین عناوینی که بهسرعت وارد فروشگاه مجازی Epic Games شد بازی Heavy Rain اثر کارگردان خلاق دنیای بازیهای ویدویی یعنی دیوید کیج (David Cage) بود.
این عنوان که بیشتر بهدلیل داستان بسیار عمیق و چندلایه خود درمیان بازیکنان مشهور است، از زمان عرضه توانسته است فروش بسیار بالایی را درمیان علاقهمندان به این سبک تجربه کند. باتوجه بهاین موضوع که این بازی در ابتدا در سال ۲۰۱۰ برای کنسول پلیاستیشن 3 عرضه شد، اما جلوههای گرافیکی این بازی بهخوبی توانسته است تا خود را با تکنولوژیهای جدید بروز کند و حال این بازی بهصورت یک عنوان Remastered و با وضوحی بالاتر و باکیفیتتر دراختیار مخاطبان قرار گرفته است. اگرچه که این بازی از عناوین اکشن و ماجراجویی فاصلههای زیادی دارد و همچنین در بازی بازیکنان حتی این امکان را پیدا نمیکنند که دست به اسلحه ببرند، اما داستان گیرا، تعاملی و درگیر کننده بازی درکنار شخصیتهای بهیادماندنی همه و همه باعث شدهاند تا این عنوان بعد از گذشت یک دهه همچنان در ذهن مخاطبان جای داشته باشد. این اثر نیز همانند دیگر عناوین ساخته شده بدست کیج، بازیکنان را در مواقعی حساس با تصمیماتی رو به رو میکند که اگر بهدرستی گرفته نشوند میتوانند در انتها نتایج زیانباری را بهدنبال داشته باشند و بهغیر از این موضوع موسیقی متن بهکار گرفته شده در این بازی توانسته است تا میزان درکپذیری وقایع رخ داده درون دنیای بازی را هرچه بهتر و بیشتر برای مخاطبان زنده کند. پس اگر از عناوین داستانی و درگیر کننده لذت میبرید و یا دوست دارید عنوانی با اتمسفری جنایی و جدی را تجربه کنید حتما بازی Heavy Rain را از یاد نبرید.
League of Legends

یکی از بزرگترین دلایلی که مخاطبان بازیهای ویدیویی تصمیم میگیرند تا یک کامپیوتر گیمینگ را برای پلتفرم اول خود انتخاب کنند وجود تعداد بیشماری از بازیهای استراتژیک در ژانرهای MMO و MOBA در این پلتفرم است. این گونه از عناوین که در ذات خود المانهای درگیر کننده بسیاری دارند، باعث میشوند تا بازیکنان همواره بهدنبال پیشرفت در مهارتهای خود و درگیریهای آنلاین با دیگر کاربران و یا سیستم هوش مصنوعی بازی باشند. شرکت بازیسازی Riot Games در سال ۲۰۰۹ با عرضه بازی چندنفره و جاهطلبانه League of Legends برای باری دیگر توانست تا بربام پرطرفدارترین عناوین سرگرمی جهان برسد. شاید بتوان نقاط مثبت و شاخص بازی را در طراحی مراحل بدون نقص و همچنین جلوههای بصری فانتزی و در آن واحد روحانگیز بازی توصیف کرد. بهصورتی که در طراحی مراحل بازی سعی شده است تا از نهایت ایدههای خلاقانه برای بوجود آوردن یک اتمسفر رنگارنگ و افسانهای استفاده شود. همچنین در بخش گیمپلی نیز بازی توانسته است سرعت و هیجان خوبی را باتوجه به مکانیزمهای موجود در این عنوان پدید آورد و همین موضوع باعث شده است تا مبارزات در عین حال که بسیار گسترده و بدون مرز هستند اما زیاد بهطول نیانجامند و روند بازی فرسایشی نشود. یکی دیگر از دلایل محبوبیت بازی League of Legends در میان مخاطبان را میتوان پیشنیازهای معقول بخش گرافیکی بازی دانست، بدین صورت که اگر شما حتی رایانهای با مشخصات سختافزاری پایینرده دارید بهراحتی میتوانید از تجربه این بازی لذت ببرید و نگران هیچ نوع مشکل گرافیکی در بازی نباشید.
Eve: Valkyrie

یکی دیگر از عناوین شاخص در زمینه بازیهای واقعیت مجازی (VR) بازی Eve: Valkyrie است، البته باید اشاره کنیم که این بازی حتی بدون هدستهای واقعیت مجازی نیز قابل دسترس است و شما برای تجربه این بازی نیازی بهاستفاده از این فناوری ندارید، اما باید بگوییم دلیل اصلی شهرت و آوازه این بازی در میان مخاطبان مربوط به بخش VR بازی است. همانگونه که از عکسها و کاور بازی مشخص است این عنوان تماما اتمسفری فضایی و کهکشانی دارد و بازیکنان میتوانند در این بازی در نبردهای نفسگیر و عظیم سفینههای فضایی شرکت داشته باشند. جلوههای بصری و گرافیکی این بازی درمقایسه با دیگر عناوین عرضه شده در ژانر واقعیت مجازی قطعا میدرخشد، البته میزان چشمنوازی این بازی رابطه مستقیمی با قدرت سختافزاری رایانههای مخاطبان دارد. اما اگر از محدودیتها گذر کنیم این بازی مسلما یکی از زیباترین و پرجزییاتترین جلوههای بصری عناوین واقعیت مجازی را در اختیار دارد. اگرچه بازی تماما از جهت دید کابین خلبان سفینه و بهصورت اول شخص روایت میشود، اما بازیکنان قطعا میتوانند از داخل سفینه نیز به مقیاس عظیم این نبردها پیببرند و از آنها لذت ببرند. گیمپلی بازی اگرچه سعی شده است تا جای ممکن ساده و لذتبخش طراحی شود اما قطعا شما برای رسیدن بهنهایت مهارتهای خود نیاز بهیادگیری سیستم گیمپلی بازی مخصوصا در زمان دفاع از سفینه فضایی خود دارید.
این لیست در اینجا بهپایان میرسد، قطعا ما عناوین بیشماری را در طی معرفی بازیها از قلم انداختهایم و برای همین موضوع از شما دعوت میکنیم تا بعد از مطالعه این مطلب نظرات و بازیهای پیشنهادی خود را حتما در بخش نظرات با ما در میان بگذارید و به دیگر مخاطبان و طرفداران بازیهای ویدیویی عناوینی که از نظر شما لیاقت حضور در لیست ما را داشتند معرفی کنید.