یک پایان خوب به
ما یادآوری میکند که هدفمان از دنبال کردن داستان یک بزرگ بازی چه بوده است و به
همین خاطر است که هیچچیز آازدهندهتر از یک پایان بد نیست. دیدن اینکه تلاشهای
شما با یک پایان نامعلوم و ناپخته به پایان میرسد یا به پایانی سراسیمهمیانجامد،
چندان لذت بخش نیست و بخشی از لذت بای را از بین میبرد. هیچ چیز بدتر از آن نیست که آخرین تصویر
و خاطرهتان از یک بازی، پایانی بد باشد.

15. بازی Fallout 3
این گزینه قطعا
اندکی بحث برانگیز است، و گرچه این عنوان یکی از بازیهای موردعلاقه ماست ولی باید
اعتراف کنیم که پایان ناامیدکنندهای داشت. اجازه دهید همین ابتدا بگوییم که ما
واقعا عاشق این بازی هستیم، ولی متاسفانه پایان داستان، آنگونه که انتظار داریم
نیست؛ شما در حال هدایت یک ربات بزرگ هستید (و این واقعا هیجانانگیز است) ولی
وقتی میفهمید تنها کاری که میتوانید انجام دهید «هیچکار» است، همه چیز برایتان
خستهکننده میشود.

14. بازی Super Mario 64
این گزینه از همان
دوران کودکی ما را آزار میداد؛ ساعتها باید پای بازی مینشستی، با گومباها (Goomba) و
دایناسورها و Chain Chompsها میجنگیدی تا آخرش یک بوسه روی دماغ نصیبتان شود.
البته درست است که
در جنگ آخر میان شما و bowser هیجان بازی آنقدر بالاست که انگشتهایتان
شروع به عرق کردن میکنند و این پایان بد بازی را قابل تحملتر میکند، ولی باز هم
نگرفتن یک پاداش مناسب در پایان کار خیلی آزار دهنده است. باید بگوییم که این بازی
بیشتر روی ماجراجویی در طول بازی تمرکز میکند تا مقصد نهایی.

13. بازی Batman: Arkham Asylum
قبل از اینکه گوشهای
خود را برای شنیدن پایان بد این بازی تیز کنید، اجازه دهید به شما بگوییم که این
بازی از همان ابتدا تا ساعات پایانی از یکی از بهترین بازیها است. ولی وقتی به
پایان بازی نگاه میکنید، اصلا به اندازه خود داستان بازی جذاب و خوب نیست. شما
مجبور به جنگیدن با جوکر (که اصلا شبیه شخصیت جوکر نیست) میشوید و در انتها او را
شکست میدهید که این موضوع صحنه پایانی را خیلی ضعیف نشان میدهد.

12. بازی Skyrim
میدانید در مورد
بازی Skyrim چه یادمان مانده است؟ یک محیط سرسبز، گشت و گذارهای فراوان،
دشمنان ظالم و البته میمهای (meme) بینمک در مورد بازی. ولی میدانید
چیزی که یادمان نمانده چیست؟ پایان بازی. واقعا پایان بازی در یاد هیچکس نیست.
احتمالا در بین
بازیهای بزرگ، این بازی فراموششدهترین پایان را دارد.
من این بازی را دو
بار انجام دادهام و یکی از آنها همین اواخر بود، و باور کنید در هنگام انجام
بازی هیچکدام از صحنههای پایانی را یادم نمیآمد، مثل جنگیدن با یک اژدها، نجات
دادن Skyrim و.... هیچکدام از اینها در یادم نبود.

11. بازی Mass Effect 3
خب باید بگوییم
واقعا نمیشود یک لیست از یازیهای با پایان بد ساخت و در آن اشارهای به این بازی
نکرد.
بازیهای Mass
Effect به دادن حق انتخاب به بازیکنان خود در طول بازی و رویارویی با
عواقب این انتخابها، شناخته میشوند. البته به نظر میرسد که بازی Mass
Effect 3 همه این چیزها را کنار گذاشته و پایانی را برای طرفدارانش آماده
کرده است که چیزی فراتر از ناامیدکننده است.

10. بازی Life is Strange
این بازی با آمیختن
پاداش و تنبیه مخصوص تلتیل (Telltale) به داستان معمولی ولی خوشایند
خود، همه را غافلگیر کرد.
بازی کردن در نقش
مکس کالفیلد (Max Caulfield)، یک شخصیت شوخطبع و در عین حال خجالتی، و
تماشای فراز و نشیبهای زندگی او به عنوان یک دانشجو واقعا جذاب بود.
بازی Life is
Strange جزو عناوینی است که انتخابهای مختلفی در موقعیتهای گوناگون پیش
روی شما قرار میدهد، ولی متاسفانه در پایان، بازی کار را خراب میکند و انتخابهایی
را پیش روی شما میگذارد که فقط از روی اجبار باید یکی از آنها را انتخاب کنید.
هر کدام از انتخابها به یک پایان ناامیدکننده منتهی میشوند و به شما احساس بیاشتیاقی
میدهند.

9. بازی Middle-Earth: Shadow of Mordor
این بازی هم از آن
دسته از بازیهای لیست است که با انتشارش دنیای بازیها را غافلگیر کرد. در یک سال
بیثمر از نظر بازیهای خوب، این بازی بود که با آمدنش توانست عنوان سال را از آن
خود کند.
سیستم نمسیس (Nemesis
System)
در این بازی واقعا فوقالعاده بود، و شما را مجبور میکرد بارها و
بارها آن را تجربه کنید.
تنها نقطه ضعفی که
برای این بازی میتوان پیدا کرد، پایان داستان است. در انتهای داستان این بازی همه
چیز خیلی سریع اتفاق میافتد و شما به جنگ دست سائورون میروید و به
راحتی او را شکست داده و بازی را به پایان میرسانید.

8. بازی Borderlands
بازیهای ویدیویی
با پایان بد را میتوان در دو دسته طبقهبندی کرد: 1. پایان بازی واقعا ناامیدکننده
و پیچیده است. 2. پایان بازی خیلی سریع اتفاق میافتد و در ذهن نمیماند.
بازی Borderlands در دسته دوم
قرار میگیرد، چون با پایانی خیلی سریع و غیر موجه روبهرو هستیم. در کل جریان
بازی این مسئله به شما گوشزد میشود که، Vaultها مکانهای اسطورهای
هستند که برترین گنجینههای بازی (Loots) را میتوان از آنها
به دست آورد.
فقط این گنجینهها
خیلی هم برتر نیستند! بلکه خیلی هم معمولی هستند، و این یکی از ناامیدکنندهترین
بخشهای بازی است.

7. بازی Ghosts N' Goblins
شاید یکی از
خبیثانهترین چیزهایی که در یک بازی اتفاق افتاده است، و قطعا خبیثانهترین کاری
که تاکنون Capcom توانسته در یک بازی انجام دهد مربوط به
پایان بازی Ghosts N’ Goblins است. اگر طرفدار بازیهای Dark Souls و Cuphead هستید، بدون شک
بازی Ghosts N’
Goblins
برای شما ساخته شده است. این بازی با سختیهای خود شما را تنبیه میکند!
در واقع این بازی خیلی سرگرمکننده است و
در طول آن جنگ با شیاطین و اهریمنها را تجربه میکنید. ولی پایان بازی جایی است
که ذهنها منحرف میشود، چرا که بعد از مبارزه آخر میفهمید که کل بازی یک رویا
بود و باید کل بازی را از ابتدا شروع به بازی کردن کنید که به پایان واقعی داستان
برسید!

6. بازی Fallout 4
واقعا احساس بدی
داریم که سه بازی از کمپانی Bethesda را در این لیست قرار دادهایم، ولی این
کمپانی هر چند وقت یکبار پایانهای ناامیدکنندهای را برای بازیهای خود در نظر
میگیرد. اگر میتوانستیم لیست طولانیتری داشته باشیم، مطمئن باشید هر سه بازی Fallout 3D را
در این لیست قرار میدادیم، چرا که ضعیفترین بخش هر سه این بازیها بخش پایانی آنها
است.
گرچه Fallout 4 در بین گزینههای
موجود، از همه گزینههای دیگر پایان بدتری دارد.
هر کدام از پایانهای
این بازی واقعا افتضاح است و ما امیدواریم Bethesda در بازیهای آینده فکری به حال
بخش پایانی آنها بکند.

5. بازی Asura’s
Wrath
این بازی مثل یک
جواهر است، و واقعا بازیهای زیادی مثل این در دنیا وجود ندارد. بازی Asura’s Wrath حسی شبیه سوار سدن ترنهوایی دارد. بازی شما را مجبور میکند در نقش
آسورا (Asura) بازی کنید و خشم خودتان را آزاد کنید،
این موضوع از عنوان بازی مشخص است.
بازی از آنجایی
شروع میشود که شما در حال پرواز بر فراز ناوگان کشتیهای دشمن و نابود کردن آنها
با قدرت ماورایی خود هستید.
این بازی به شکل
دیوانهواری خوب و لذت بخش است، ولی متاسفانه پایان بازی باید در این لیست قرار
بگیرد، چرا که طرفداران خود را مجبور کرد برای دیدن پایان واقعی بازی مبلغی را
پرداخت کنند و این موضوع حجم بالایی از انتقادها را به سوی این بازی روانه کرد.

4. بازی Assassin's Creed 3
اگر بخواهیم با شما
صادق باشیم باید بگوییم تعداد زیادی بازی Assassin's Creed ناامیدکننده داریم، و حتی شاید تعداد زیادتری پایان ناامیدکننده
در بازیهای Assassin's
Creed داریم. در ابتدا ما میخواستیم اولین نسخه از سری بازیهای Assassin's Creed را در این لیست قرار دهیم، ولی واقعا بازی Assassin's Creed 3 یکی از بدترین
پایانها را در بین سری بازیهای Assassin's
Creed
دارد.
معمولا اتفاقات و ماجراهای دوران مدرن در
بازی Assassin's
Creed
لذت خود بازی را خراب میکند، ولی نسخه سوم از بازی پا را فراتر گذاشته است.
اتفاقات دوران مدرن در این نسخه از بازی
چیزی فراتر از آزاردهنده است، و قضیه آنجایی بدتر میشود که میفهمیم داستانها
این نسخه از بازی هم چندان دلگرمکننده نیست.

3. بازی Halo 2
وقتی به مرحله آخر
این بازی میرسید با خود میگویید «حالا وقت آن است که این مبارزه را به پایان
برسانیم و بازی را تمام کنیم»، ولی صبر کنید... گویا وقتش نیست! این بازی شما را وسط
یک مبارزه ناتمام رها میکند. البته از این نظر که پایان بازی Halo 2، نقطه آغاز
بازی Halo 3 است این درد را کمی تسکین میدهد، . شاید به نوعی نقطه قدرت
داستان است.
ولی برای آنهایی
که این بازی را در زمان انتشارش انجام دادند و مجبور شدند 3 سال برای دیدن ادامه
آن در بازی Halo 3 صبر کنند، دیدن این پایان واقعا خیلی بد و
هراسآور بود.
صحنه آخر این بازی
اینگونه است که شما در حالی که وسط یک جنگ تمام عیار هستید و تمام قهرمانهای داستان
را در یک موقعیت ناامیدکننده میبینید که هر لحظه امکان دارد کنترل اوضاع از
دستشان خارج شود، ناگهان صفحه نمایش سیاه میشود و بازی به پایان میرسد.
2. بازی Mirror’s Edge
نسخه اول این بازی
توسط همه طرفداران بازیهای ویدیویی تحسین شد، و همه آن را دوست داشتند، ولی سری
جدید آن در کل یک بازی ناامیدکننده بود. بازی Mirror's Edge عنوانی دلهرهآور و سرعتی و در عین حال سرگرمکننده
بود. دویدن روی دیوارها و کشتن آدم بدهای داستان با حرکات پارکور، اینها چیزهایی
بود که گیمرها را عاشق این بازی کرده بود. واقعا باعث تاسف است که پایان این بازی
این قدر ناامیدکننده بود.
شاید گیمپلی این بازی خیلی خوب بود، ولی
داستان آن تعریف چندانی نداشت و احتمالا به همین خاطر با اینچنین
پایانی در انتهای داستان روبهرو شدیم.

1.
بازی Batman: Arkham Knight
این بازی حالت دو قطبی در دنیای گیمرها
ایجاد کرد، مردم یا عاشق این بازی بودند یا از آن متنفر بودند. اما گاهی در ابتدا
احساسی بین این دو حالت به این بازی خواهید داشت ولی با رسیدن به انتهای آن، در دسته
متنفرها میگیرید.
بازی زیبا و سرگرم کننده به نظر میآمد
ولی نسبت به دیگر بازیهای سری بتمن ضعیفتر بود.
در نهایت بازی با گیمپلی تکراری و
داستان خستهکننده خود تنها نیاز به کوچکترین تکان داشت تا فرو بریزد، و آن
کوچکترین تکان چیزی نبود جز پایان داستان بازی. چون تا زمانی که همه چیز بازی را
تمام نکردهاید، نمیتوانید بازی را تمام کنید!